تبليغاتX
گلدکوئست همدان

گلدکوئست همدان

نت ورک مارکتینگ و تجارت الکترونیکی با گلدکوئست در همدان

دستگيري عوامل اصلي 2 شبکه شبه گلدکوئيست

منبع: روزنامه کیهان

کريمي راد دستگيري پنج متهم به گردانندگي شبکه هاي بازاريابي غيرقانوني چند سطحي را تاييد کرد.
وي با بيان اينکه اين پرونده مربوط به شبکه EBL و EParsian مي شود،یادآور شد: پرونده اين افراد در شعبه هشتم دادسراي کارکنان دولت و در راستاي مبارزه با شبکه هاي بازاريابي غيرقانوني چند سطحي تشکيل شده است و در اين زمينه 5 نفر از فعالان شبکه دستگير شده و تحت پيگرد هستند.

-> گلدکوئست که شبه قماره لابد شبکه های شبه گلدکوئست هم شبه شبه قمارند !

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 19:10  توسط H_Taj  | 

آيا معاملات گلدکوئست، ربوي نيستند ؟

 


کد مطلب: 102
تاريخ: يكشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴
منبع: تجارت شبکه‌ای
درجه: مهم

يادداشت: در اين مقاله ثابت شده که معاملات گلدکوئست هر چه باشند؛ اما ربا محسوب نمی‌شوند.
   
 

براي روشن شدن اين موضوع ابتدا بايد تعاريفي قانوني و فقهي از ربا را يادآوري نمود :
به طور کلي، ربا بر دو قسم است :
۱- رباي قرضي: عبارت است از بهره‌اي که مقرض از مقترض دريافت مي‌کند که اين نوع ربا از نظر فقهي شديداً حرام است حتي اگر بهره‌ي مذکور در ابتداي کار شرط شود (مانند کارمزدهايي که اضافه بر هزينه‌هاي بانک، به جيب بانک مي‌ريزد يا جريمه‌ي دير کردي که بانک از مشتري مي‌گيرد*) اما اگر خود مقترض بدون شرط، هديه‌اي براي قرض دهنده در نظر بگيرد؛ اشکالي ندارد. در اين رابطه، رواياتي مختلف** نيز نقل شده است .
۲- رباي معاملي: عبارت است از رباي جنس به جنس از طريق معاوضه به اين صورت که جنسي را به جنسي مثل خودش ولي با زياده خريد و فروش کردن عوض کنند. مثلا معاوضه‌ي يک کيلو گندم با دو کيلو گندم. يا عوض کردن يک کيلو برنج با يک کيلو برنج به انضمام صد تومان پول نقد (به طور کلي اجناسي که با وزن و پيمانه خريد و فروش مي‌شوند اما در معدودات اشکال ندارد. مثلا معاوضه‌ي سه گوسفند بزرگ با چهار گوسفند کوچک‌تر اشکالي ندارد)
به آن دسته معاملاتي، اصطلاحاً ربوي گفته مي‌شود از نوع دوم باشند و با اندکي دقت در تعاريف ربا، به سادگي معلوم مي‌شود که ربطي به خريد محصولات گلدکوئست ندارد .

ممکن است بگوييد: «اگر سکه‌هاي کمپاني از قيمت واقعي خودشان گران‌تر باشند؛ آيا پورسانتي که يک نت‌ورکر بابت فروختن سکه‌هاي کمپاني دريافت مي‌کند؛ حکم ربا ندارد ؟» پاسخ اين است که اولاً سکه‌هاي کمپاني گران‌تر از قيمت واقعي خود نيستند چون سکه‌های ديگری نيز که توسط کمپاني‌های ديگری غير از گلدکوئست، به صورت معمولی هم فروخته مي‌شوند در صورتی که از نظر مرغوبيت(۲۴ عيار بودن)، محدوديت و سمبليک بودن، مشابه سکه‌های گلدکوئست باشند؛ اغلب با قيمت‌هايی مشابه و حتی گران‌تر از گلدکوئست، به فروش مي‌رسند. برای اثبات عرايضم مي‌توانيد به دو لينکي که در انتهاي مقاله (سکه‌ی طلای يک اونسی با قيمت ۱۳۰۲ دلار که ۱۰۰ دلار گارانتی شده است و سکه‌ی ارباب حلقه‌ها، با قيمت ۱۴۹۵دلار که ۱۰ دلار گارانتی شده است) مراجعه بفرماييد. اما با اين پيش‌فرض نيز دريافت پورسانت‌ها ربا خواري محسوب نمي‌شود. چون مصداق هيچ‌کدام از دو تعريف فوق نيست. فرض کنيد فروش‌گاهي يک قوطي کبريت را به قيمت هزار تومان مي‌فروشد و فروشنده‌اي که در آن فروش‌گاه استخدام شده است؛ بابت فروش هر قوطي کبريت، صد تومان پورسانت مي‌گيرد. با توجه اين‌که کبريت‌ها بسيار گران فروخته مي‌شوند اکنون پورسانت‌هايي که فروشنده با علم به اجحاف بر مردم، از صاحب فروش‌گاه مي‌گيرد؛ گرچه از بي‌انصافي‌ست؛ اما ربا نيست. البته اين‌ها همه با فرض گران بودن سکه‌هاست و در حقيقت موضوع گران بودن سکه‌ها اشتباه است .

سوال ديگر اين است: با فرض گران بودن سکه‌ها، مثلا اگر سکه‌اي که پانصد هزار تومان فروخته مي‌شود؛ تنها ۲۰۰ هزار تومان ارزش داشته باشد لذا پول مشتري به دو قسمت تقسيم شده: قسمتي از آن پول مثلا ۲۰۰ هزار تومان که بابت خريد سکه است و اشکالي ندارد. اما ۳۰۰ هزار تومان ديگر به اين نيت به کمپاني پرداخت شده است تا عضو کمپاني شود و با معرفي افراد ديگر بتواند سود زيادي کند و اگر چنين نبود اصلا سکه را نمي‌خريد. اکنون که پولي مشروط به کمپاني داده شده است ( انما يفسده الشروط) آيا اين مصداق رباي قرضي نيست ؟
قبلا هم نوشته‌ام که سکه‌هاي کمپاني گران نيستند. اما بنابر فرض گران بودن باز هم مصداق ربا نيست. چون آن ۳۰۰ دلار(به قول شما)، به صورت شرط به کمپاني داده نشده است. از نظر علما ميان شرط و داعي(انگيزه) تفاوت هست. يعني اگر انگيزه‌ي مشتري چنين باشد؛ معامله حکم ربا پيدا نمي‌کند. خدمت امام صادق(ع) رسيدند و عرض کردند: «ما به عده‌اي پول قرض مي‌دهيم؛ ايشان هم غلاتشان را براي فروش به ما مي‌دهند و از آن سود مي‌کنيم. اگر غلاتشان را به ما ندهند که بفروشيم ما هم به ايشان قرض نمي‌دهيم» امام فرمود: «اشکالي ندارد»***

http://www.perthmint.com.au/gc/product.asp?catalog%5Fname=Australia&category%5Fname=Gold+Coins&product%5Fid=0511DAAA&cookie%5Ftest=1

http://www.perthmint.com.au/gc/product.asp?catalog%5Fname=Australia&category%5Fname=Gold+Coins&product%5Fid=04G31EAA&cookie%5Ftest=1

شاد باشيد

محمد علي م.
______

پاورقی:

* ربا و بانک‌داري اسلامي، ص ۱۳۷، آيت الله مکارم شيرازي

** قال امام باقر(ع): «مَن اَقرَضَ رَجُلاً وَرقاً فلا يشتَرط الاّ مثلَها فَان جوزي اَجوَدَ مِنها فَليَقبَل و لا يَاخُذ اَحَدٌ مِنکُم رُکُوبَ دابة اَو عارية مَتاعٍ يُشتَرَطُ مِن اَجلِ قَرضِ وَرِقه»

*** وسايل الشيعه، ج 13، ابواب الدين و القرض، باب ۱۹، حديث ۱۲

 

نکته قابل توجه اینکه این مقاله در مورخه ۳۰/۵/۸۴ روز یکشنبه فقط به مدت نیم روز بر روی سایت nms.ir  گذاشته شده بود و بلافاصله از روی سایت پاک شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 19:8  توسط H_Taj  | 

در اولين دستور اداري:

احمدي نژاد قرارداد 50 ميليارد توماني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را ابطال كرد

  سايت خبري تحليلي انتخاب: رئيس جمهور پس از دريافت گزارشي پيرامون تخلفات صورت گرفته در اين قرارداد، به دفتر خود دستور بررسي سريع آن را صادر كرد كه پس از بررسي مسئله توسط بازرسان دفتر رئيس جمهور، وي دستور فسخ سريع آن را صادر نمود.

  25 مرداد 1384   ساعت:19.05
سايت خبري تحليلي انتخاب: محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران در يكي از اولين دستورات اداري خود، دستور ابطال يك قرارداد 50 ميليارد توماني غيرقانوني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را صادر نمود.
 

يك منبع آگاه با اعلام اين خبر گفت: سازمان ميراث فرهنگي براي استقرار كارهاي تشريفاتي و اداري خود اقدام به خريد يك ساختمان 22 طبقه به مبلغ 50 ميليارد تومان در خيابان بخارست تهران نموده بود كه رئيس جمهور به دليل غيرقانوني بودن اين خريد، دستور ابطال آن را صادر كرده است.
وي افزود: بخش اعظم مبلغ اختصاص يافته براي خريد اين ساختمان از محل تسهيلات تبصره 3 قانون بودجه كه تكليفي و براي ايجاد توليد و اشتغال است اختصاص يافته و در حقيقت با بودجه توليد و اشتغال اقدام به خريد ساختمان تشريفاتي و اداري شده بود.
اين منبع آگاه اضافه كرد: رئيس جمهور پس از دريافت گزارشي پيرامون تخلفات صورت گرفته در اين قرارداد، به دفتر خود دستور بررسي سريع آن را صادر كرد كه پس از بررسي مسئله توسط بازرسان دفتر رئيس جمهور، وي دستور فسخ سريع آن را صادر نمود.
احمدي‌نژاد تاكنون در موارد متعدد و در برنامه هاي انتخاباتي خود بر لزوم رعايت انضباط مالي تاكيد نموده و روز گذشته در حكم غلامحسين الهام وي را مسئول هماهنگي بين وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي و نيز جلوگيري از تشريفات و هزينه‌هاي زائد در دولت نموده بود.
در همين حال حسين مرعشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در گفتگو با خبرنگار ما كه خواستار توضيح وي در اين باره شده بود،با خودداري از توضيح اظهار داشت: «هر چه مي خواهيد در اين باره بزنيد».

منبع:فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 19:23  توسط H_Taj  | 

يك سايت اينترنتي درمورد رتبه علمي يكي از وزيران پيشنهادي:

سايت رئيس جمهور نوشته اقاي ...در سال های 98 و 99 مرد علمی سال بوده ؛ البته که چنين نيست



  26 مرداد 1384 ساعت:13.10
سايت خبري تحليلي انتخاب: يك سايت اينترنتي در مرد يكي از سوابق يا درجات علمي وزير پيشنهادي علوم  مطلبي نوشته است  كه توجه به ان ا از سوي رئيس جمهور  وكميته انتخاب وزيران  ضروري است  ؛ دراين سايت نوشته شده است :
سايت رسمی رييس جمهور در سوابق و درجات علمی اقاي زاهدي ( وزير پيشنهادي اقاي احمدي نژاد براي وزارت علوم ) نوشته است : اقاي زاهدي در سال های 1997و8 مرد علمی سال بوده است. البته که چنين نيست. <<مرکز بين المللي کمبريج که ادعا شده وزير پيشنهادی را مرد علم سال کرده نه تنها هيچ ربطي به دانشگاه کمبريج ندارد بلکه موسسه ای است که نوعی آگهی سازی می کند و کتابی منتشر می کند و با دريافت مبلغی از هر کس وی را به اين عنوان تقلبی مفتخر می کند >> اين مرکز بين المللي وابسته به يک موسسه ی انتشاراتي است به نام ملروس کارش چاپ کتاب های بيوگرافي. هفت سال پيش همين وزارت علوم در اطلاعيه ای اين موسسه را فاقد اعتبار اعلام کرد..

يكي از روزنا مه نگاران درمورد  وزيران پيشنهادي  اقاي دكتر احمدي نژاد وبه ويژه وزير علوم نوشت:

به باورم همه آن ها که اطلاعاتی درباره وزيران پيشنهادی دارند بايد ان را  در اختيار قرار دهند. حتما نبايد اين اطلاعات دانسته های عجيب و غريب درباره گذشته شخص باشد که از قضا چنين اطلاعاتی قابل استناد و نقل نخواهد بود، بلکه مقصودم همين کاری است که بلاگر خوب آزاد نویس کرده است که از روزنامه نگاران جوان است. يعنی يک يادآوری و يک سئوال.
با اين کار هم کمک کنيد به نمايندگان مجلس تا هنگام رای اعتماد درست تر رای بدهند. هم کمک کنيد به مردم تا وزيران احتمالی آينده را بهتر بشناسند. و در ضمن تحرکی به اطلاع رسانی در حال محدود شدن داده باشيد. اما حکايت.

... وزيران پيشنهادی احمدی نژاد قرار نبود که اهل اصلاحات سياسی و هوادار دموکراسی باشند و قرار هم نبود نامشان اصلاح طلبان را خشنود کند. کسی چنين انتظاری نداشت. اما آن چه رخ داده بيش از آن که مخالفان نظام را بد آيد، اصلاح طلبان و حتی هواداران جمهوری اسلامی را سخت آمده است. رديف کردن گروه کثيری از افرادی که هيچ تجربه ای در کار اجرائی ندارند. امری است که به کلی در تاريخ ايران بی سابقه است .
اما در همين کابينه هم چون سخن از تجربه باشد که هست، کسانی يافت می شوند که از قضا از ثابت قدم ترين مخالفان اصلاحات بوده اند اما کسی نسبت به انتخاب آن ها سخنی نگفته است. مانند محسنی اژه ای و سعيدی کيا و رحمتی و متکی. حتی اگر آقای اشعری به وزارت ارشاد رسيده بود با توجه به سابقه وی در امور مطبوعاتی و حضور پيشينش در اين وزارت خانه جای گفتگو نداشت، اما وی را به وزارت بسيار پراهميت آموزش و پرورش گماردن،
... در جمع پزشكان فراوانند کسانی که در دوران جمهوری اسلامی وارد سياست شدند. از کسی که چهارده سال وزير خارجه بود تا دکتر فاضل خوشنام ترين وزير بهداری. از دکتر منافی تا دکتر عباس شيبانی پير دير کابينه ها که در شورای شهر کنار مهندس چمران نشسته است، و کسانی مانند دکتر صدر – همه را از جناح به ظاهر همفکر رييس جمهور گفتم. اما اين همه را گذاشته اند و کسی را به وزارت بهداری گمارده اند که مهم ترين سمت اجرائی او رياست بيمارستان نمازی شيراز بوده است، در حالی که بیست و سه پزشگ در بيست سال گذشته در همين وزارت بهداری معاون وزير بوده اند. يعنی از ميان باسابقه ها کسی نبود.

و از اين دست بسيارند و می توانم گفت که به جز همان چهار نفر که نوشتم هيچ کس از اين کابينه به جائی که به او تعارف شده است سزاوار نيست.

<<چرا کسی و حتی مخالفان طرز انديشه وی به انتخاب علی لاريجانی به دبيری شورای عالی امنيت ملی سخنی ندارد. بالاخره جناحی رفته و جناحی آمده و ايشان هم هفکر جناح پيروزست و بايد پذيرفت. باری وی به اين سمت سزاوارست.>>
اما بگذاريد يک مثال بزنم که موضوع آن را از وب لاگ يکی از روزنامه نگاران جوان قرض گرفته ام و مربوط می شود به وزير پيشنهادی علوم.

از همان زمان که در دوران شاه سابق وزارت خانه ای به نام علوم و آموزش و عالی در داخل سيستم اداری ايجاد شد تا همين امروز، اين وزارت خانه که در ضرورتش همان بس که در اين همه تغيير و تحول در کشور، پابرجا ماند اصلی در آن جا رعايت شد و آن مربوط می شد به شخصيت کسی که در راست وزارت می نشست. اولين وزير علوم شخصيت برجسته ای مانند مجيد رهنما بود که هيچ کس به درجات علمی و دانشگاهی وی شکی ندارد و بعد نوبت به دکتر کاظم زاده رسيد که همگان به مرتبت علمی او اقرار دارند. بعد از انقلاب هم کسانی مانند حسن حبيبی و دکتر معين و همين اواخر دکتر توفيقی به اين مقام گمارده شدند که همه سابقه سال ها رياست دانشگاه های معتبر را داشتند. اما آقای زاهدی وزير پيشنهادی در سابقه اش نوشته شده که بالاترين سمتش معاونت دانشگاه باهنر کرمان بوده است.

حالا به نکته ای که می گويم توجه کنيد: در بررسی سوابق و درجات علمی وی در سايت رسمی رييس جمهور نوشته اند که آقای زاهدی در سال های 1997و8 مرد علمی سال بوده است. البته که چنين نيست. در زندگی نامه چند تن از ديگر وزيران پيشنهادی هم چنين ادعائی شده است. اما آن چه به اين خبرخالی از وجه اهميت می دهد اين است که مدعی اين فريب که خود را مرد سال کمبريج [ يعنی که دانشگاه معتبر کمبريج] معرفی کرده برای وزارت علوم و آموزش عالی پيشنهاد شده، همان جا که قرارست اين قبيل ادعاها را توزين کند.

مرکز بين المللي کمبريج که ادعا شده وزير پيشنهادی را مرد علم سال کرده نه تنها هيچ ربطي به دانشگاه کمبريج ندارد بلکه موسسه ای است که نوعی آگهی سازی می کند و کتابی منتشر می کند و با دريافت مبلغی از هر کس وی را به اين عنوان تقلبی مفتخر می کند و به گزارش سال گذشته روزنامه آفتاب امروز به علت وجود آدم های ساده و بی سواد کار و بارش در ايران سکه شده است. اين مرکز بين المللي وابسته به يک موسسه ی انتشاراتي است به نام ملروس کارش چاپ کتاب های بيوگرافي. هفت سال پيش همين وزارت علوم در اطلاعيه ای اين موسسه را فاقد اعتبار اعلام کرد.
برای داشتن اطلاعات بيش تر در اين باره و خدمات آن موسسه که با گرفتن مبلغی نازل افراد را به ارزويشان می رساند و مرد علمی سال می کند می توانيد هم ليست قيمت ها را ببينيد و هم بخش آسيا و اقيانوسيه را. افشاکننده اين راز از کسانی که شک دارند خواسته به دکتر منصوری در دانشکده فيزيک صنعتی شريف رجوع کنند که چند سال پيش مقاله آگاه کننده ای هم درباره اين گونه موسسات در يکی از روزنامه های توقيف شده نوشته بود. به نوشته وب لاگ آزاد نويس "اين صد مدل بدتر از دانشگاه هاوايي است.
حالا وزير آينده که خودش اين مدل است چطور می خواهد وزارتخانه را اداره کند"

سئوال جدی است. کسی که چنين امر متقلبانه ای را در سوابق و افتخارات خود می نويسد آيا ممکن است متولی خوبی برای وزارت خانه ای باشد که کارش تماس با استادان و اهل علم است. آيا اين معيار خوبی است برای ساده انديشانی که قرار بود صادق و صميمی باشند و دشمن هر تقلب و فساد

منبع : سایت خبری - تحلیلی لنتخاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 19:22  توسط H_Taj  | 

بازاريابى هرمى ، شكست يا پيروزى

منبع: روزنامه شرق
درجه: عادی

يادداشت: گفت وگو با محمدرضا قديمى كارشناس تجارت الكترونيك
   
 
 
 

گفت وگو با محمدرضا قديمى كارشناس تجارت الكترونيك

رضا جوالچى

اين روزها كمتر اتفاق مى افتد كه موضوع گلدكوئيست و بازاريابى شبكه اى، بخشى از اخبار و گزارشات روزانه رسانه هاى مختلف، از صدا و سيما گرفته، تا رسانه هاى الكترونيك و نشريات را به خود اختصاص ندهد كه اين موضوع خود نشان دهنده اهميت مسئله در سطح كشور است. به همين علت ما نيز در همين رابطه گفت وگويى با محمدرضا قديمى كارشناس مسائل اقتصادى و تجارت الكترونيك داشته ايم كه شما را به خواندن آن دعوت مى كنيم.
• • •
•بازاريابى شبكه اى را چگونه تعريف مى كنيد و اين بازاريابى داراى چه ويژگى هايى است؟
براى اينكه با بازاريابى شبكه اى آشنا شويم ضرورى است ابتدا اشاره اى به سيستم هاى سنتى داشته باشيم. در يك سيستم سنتى، معمولاً توليدكنندگان كالاى خود را به عمده فروشان عرضه مى كنند و عمده فروشان آن را به خرده فروشان و آنها نيز آن را به مصرف كنندگان نهايى مى فروشند. در اين ميان سهم عمده اى از قيمت كالا و خدمات پرداخت شده توسط مشترى نهايى، نصيب واسطه ها مى شود. اما اگر يك توليدكننده، بتواند مستقيماً كالا يا خدمات خود را به مصرف كننده نهايى برساند، قطعاً مى تواند كالاى خود را با قيمت پائين تر به فروش برساند. به همين دليل بسيارى از شركت ها به طور مستقيم از سيستم سنتى، اقدام به راه اندازى بخش هاى بازاريابى مى كنند. اما از آنجايى كه تعداد بازاريابان در اين سيستم محدود است، هيچ گاه نمى توان در چنين شرايطى محصول شركت را در سطح گسترده به فروش رساند. اينجا است كه بازاريابى شبكه اى به عنوان يك ابزار مفيد نقش خود را ايفا مى كند. در يك سيستم بازاريابى شبكه اى، شركت مقررات خاصى را تعيين مى كند مانند درصد پورسانت، قيمت محصول و... سپس افراد مى توانند به عنوان بازارياب مستقل اقدام به بازاريابى براى محصولات شركت بكنند. براى اينكه تعداد بازاريابان گسترش يابد، به هر بازارياب اين امكان داده مى شود كه بازاريابان ديگرى را در زير مجموعه خود معرفى كند و آموزش دهد. از تلاش تيم بازارياب زيرمجموعه افراد نيز، پورسانتى براى فرد معرف درنظر گرفته مى شود. در واقع اين انگيزه اى مى شود كه هر فرد، بازارياب ديگرى را در زيرمجموعه خود تعريف كند. به اين ترتيب، تعداد بازاريابان بسيار زياد و بازار فروش محصولات شركت بسيار گسترده مى شود. بازاريابان همگى تحت يك چارچوب خاص بازاريابى مى كنند و حق بازاريابى خود را به طور سيستماتيك دريافت مى نمايند. تحقق اين شرايط در يك سيستم سنتى امكان پذير نيست، چرا كه اصلاً ارتباط مستقيم با اين تعداد بازارياب در دنياى واقعى امكان پذير نيست و در اين ميان اينترنت كمك مى كند كه افراد حقوق خود را كه در واقع حق بازاريابى خودشان و تيم زيرمجموعه شان است، به راحتى بررسى و دريافت كنند، بدون آنكه هيچ گونه رابطه استخدامى بين بازاريابان مستقل و شركت وجود داشته باشد.
•يكى از مواردى كه مجلس در طرح خود براى جلوگيرى از فعاليت شركت هاى مشابه گلدكوئيست مطرح كرده در مورد رابطه استخدامى بين افراد و شركت ها است شما در اين زمينه چه نظرى داريد؟
اساساً رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان، چه در سيستم هاى سنتى و معمول و چه در بازاريابى شبكه اى معمولاً وجود ندارد. اگر شركت هايى را كه در حال حاضر در ايران فعاليت مى كنند و همگى بازارياب در خدمت خود دارند، بررسى كنيم، متوجه مى شويم كه معمولاً بازاريابان به صورت پورسانتى كار مى كنند. يعنى شركت مى گويد اگر كالا را فروختى، X درصد قيمت كالا به عنوان پورسانت به شما پرداخت مى شود. چون اگر غير از اين باشد و شركت ها بخواهند به هر بازارياب فارغ از ميزان فروش آن حقوق پرداخت كنند، هيچ گاه نمى توانند كارايى لازم را از افراد مشاهده كنند. اين موضوعى است كه اصولاً بازاريابان، چه سنتى و چه مدرن آن را پذيرفته اند. در بازاريابى شبكه اى نيز موضوع مشابه است، با اين تفاوت كه در اين سيستم به دليل تعداد زياد بازاريابان موضوع بسيار حادتر است. بنابراين اگر بازاريابى شبكه اى را به عنوان يك روش نوين و مفيد بازاريابى بپذيريم، اصولاً نمى توانيم انتظار داشته باشيم اين افراد به استخدام شركت درآيند.
•چگونه مى توانيم زمينه هاى سوءاستفاده از بازاريابى شبكه اى را شناسايى كنيم و بدون آنكه اصل آن را زير سئوال ببريم با آن برخورد داشته باشيم؟
مسئله اى كه منتقدان معمولاً به آن اشاره مى كنند، اين است كه در يك شبكه ناسالم، افرادى كه در انتهاى هرم قرار مى گيرند متضرر مى شوند. چون اين افراد مبالغى را براى كالا يا خدماتى مى پردازند كه ارزش آن بسيار كمتر از رقم پرداخت شده است. از آنجايى كه اين افراد نمى توانند فردى را پيدا كنند كه در زيرمجموعه خود قرار دهند، لذا پورسانتى نمى گيرد و متضرر مى شود. نكته دقيقاً همين جا است. در يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى، اولين اصل اين است كه كالا و يا خدمات مورد بازاريابى بايد باارزش واقعى و يا قيمت بازار آن برابر باشد. به اين ترتيب اگر افراد در يك سيستم بازاريابى شبكه اى وجهى براى كالايى بپردازند كه مورد نياز آنها است و قيمت آن نيز با قيمت بازار كالا و خدمات برابر است، اصولاً ديگر ضررى وجود ندارد، كه پايين يا بالاى هرم آن متحمل شوند. حتى آخرين نفر نيز، وجهى را پرداخت كرده و كالا و خدماتى را متناسب با قيمت پرداخت شده دريافت كرده است. از اين رو هيچ گاه احساس غبن نمى كند. البته ويژگى هاى ديگرى هم وجود دارد كه درجه اهميت آن نسبت به اصل مطرح شده بسيار كمتر است.
•پس از اينكه در طرح مجلس فعاليت شركت هايى كه از ساختار هرمى برخوردار هستند ممنوع اعلام بشود آيا اين ممنوعيت به بازاريابى صحيح شبكه اى نيز لطمه خواهد زد؟
براى اظهار نظر راجع به اين موضوع ضرورى است كه طرح مجلس را به طور كامل مطالعه كنيم. متاسفانه من از جزئيات طرح خبر ندارم. اگر مفاد طرح مذكور فقط همان باشد كه در اخبار مطرح شده است، بايد عرض كنم در آنجا بر چند نكته تاكيد شده بود: ۱- هرمى بودن ۲- زنجيره اى و بى انتها بودن ۳- عدم وجود رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان.
بايد گفت كه يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى نيز اين سه ويژگى را به احتمال بسيار زياد دارد. بنابراين يا بايد كلمات طرح مذكور اصلاح شوند و يا تبصره اى وجود داشته باشد. و يا اساساً در قانون مذكور، تشخيص قانونى يا غيرقانونى بودن يك بازاريابى شبكه اى را به يك كميته كارشناسى در دستگاه هاى اجرايى كشور سپرد. كارشناسان مى توانند با استفاده از ويژگى هاى استاندارد و پذيرفته شده در دنيا كه به مهمترين آنها اشاره كردم به راحتى تشخيص دهند كه يك شبكه با ساختار هرمى قانونى است يا خير؟ حتى افراد عادى هم مى توانند اين تشخيص را بدهند. اگر قيمت كالا و يا خدمات فروخته شده توسط يك شركت از قيمت بازار، يا قيمت كارشناسى آن بالاتر باشد، بازاريابى شبكه اى آن شركت محل سئوال است.
•به عنوان آخرين سئوال نظر شما راجع به خروج ارز توسط شركت هايى چون گلدكوئيست و شركت هاى خارجى مشابه چيست؟
از آنجايى كه ارز براى كشورهاى در حال توسعه از اهميت ويژه اى برخوردار است، هر فعاليتى كه منجر به خروج بى رويه ارز از كشور شود حساسيت زا خواهد بود. در كشور خودمان دوره هايى را به خاطر داريم كه ورود برخى از اقلام به كشور ممنوع بود. يعنى ما براى از دست ندادن ارز، حتى ورود كالا را به عنوان يك امر تجارى ممنوع كرده ايم. بنابراين مسئله خروج ارز را بايد به طور مجزا از بحث بازاريابى شبكه اى بررسى كنيم. يعنى حتى ممكن است يك بازاريابى شبكه اى تمام ويژگى هاى لازم را نيز داشته باشد ولى به دليل اينكه مبدأ آن يك شركت خارجى است و ارز زيادى از كشور خارج مى كند، دولت و مجلس آن را غيرقانونى اعلام كنند. چه برسد به اينكه در حال حاضر ارز هنگفتى براى ورود كالايى كه اساساً به اقتصاد كشور ما هيچ گونه كمكى نمى كند و ارزش واقعى آن نيز بسيار كمتر از ارقام پرداخت شده است از كشور خارج مى شود. بديهى است معضل در اين حالت چندين برابر است.

منبع: روزنامه شرق مورخ 24/5/84
http://www.sharghnewspaper.com/840524/html/media.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 11:16  توسط H_Taj  | 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قابل توجه آنتی کوئستها


از سوي ديوان محاسبات
درباره دستگاهاي اجرائي صورت گرفت
افشاي تخلفات كلان
گروه سياسي: رئيس ديوان محاسبات كشور برخي تخلفات كلان دستگاهاي اجرائي كشور را فاش كرد.
محمد رضا رحيمي با اشاره به تخلف نجومي يكي از وزارتخانه ها اظهار كرد:در تفريغ بودجه برنامه سوم توسعه يكي از وزارتخانه ها، تخلف
حدود 11 هزار ميليارد توماني كشف شد.
وي درباره تخلفات بخش آرد و نان گفت: در اين بخش، تاكنون حدود 817 ميليارد تومان تخلف صورت گرفته و كشف شده است.
رحيمي افزود در يك بررسي مشخص شد 60 هزار تن برنج در كشور گم شده و حدود يك ميليون و400 هزار تن گندم نيز وجود خارجي ندارد و حتي مقدار زيادي گندم وارداتي كشور فقط براي حيوانات قابل استفاده بوده است.
رئيس ديوان محاسبات كشور به سوء استفاده هايي كه برخي از قوانين كشور مي شوداشاره كرد و گفت : بر اساس اعلام رئيس شركت بازرگاني پتروشيمي به علت وضع قانون تثبيت قيمتها در مجلس حدود 500 ميليارد تومان به جيب دلالها رفته است.
به گزارش مهر،رحيمي با بيان اين كه يكي از وظايف اين ديوان پيشكيري از وقوع تخلفات است خاطر نشان كرد :دولت قصد داشت در ماههاي پاياني فعاليت خود 25/0 درصد اعتبارات جاري كشور را كه حدود 137 ميليارد تومان بود صرف تبليغات فعاليتهاي انجام شده كند اما اعلام كرديم اين كار خلاف ضوابط و قوانين كشور است.
رئيس ديوان محاسبات كشور به تخلفات سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز اشاره كرد و افزود اين سازمان هر ماه به كارمندان خود 3 ماه حقوق مي دهد.رحيمي با اشاره به اين كه ماليات بعد از نفت بزرگترين منبع درآمد كشور است خاطر نشان كرد: برخي موسسات و شركتها با استفاده از خلاء موجود در قوانين كشور و با وجود كسب در امدهاي كلان از پرداخت ماليات معاف هستند.وي گفت :يك موسسه فرهنگي سال 1381 18 ميليارد تومان در آمد داشته اما از پرداخت ماليات معاف بوده است در حالي كه صاحب اين موسسه يك توده اي است و همه درآمد خود را به آمريكا منتقل مي كند.
به گزارش مهر ، رئيس ديوان محاسبات كشور درباره تخلفهاي وزارت تعاون افزود: وزير تعاون در مدت تصدي وزارت تعاون 7 هزار سكه طلا هديه داده كه قانوني نبوده است .وي افزود برخي از صندوق ذخيره ارزي وام گرفته اند ودر سوئيس زمين وويلا خريده اند.
منبع: روزنامه جام جم شماره 1505 يكشنبه 23 مرداد
با سلام خدمت تمامي دوستان اعم از مخالفين و موافقين گلد كوئيست مخصوصآ آنتي گلد كوئستها لطفآ گزارش بالا كه برگرفته از روزنامه جام جم است را يك بار ديگر و با دقت بخوانيد .چه احساسي به شما دست مي دهد.من كه اشك در چشمانم جمع شد.بگذارید با هم دوباره گزارش بالا را مرور کنیم نگاهي به اعداد وارقام بيندازيد.سرتان سوت نمي كشد.11 هزار ميليارد تومان، اصلآ می دانید چند تا صفر دارد000/000/000/000/11 خیلی نا قابل مگه نه؟خیلی کمتر از 000/000/000/216 تومانی است که از طریق فعالیت افراد در شرکت گلد گوئست از کشور خارج شده؟!!!!!!. آن 11 میلیارد مشکلی نداره چون از کشور خارج نشده فقط از بیت المال خارج شده و رفته تو جیب یک سری آدم دیگه که البته مطمئنآ الان تو بانکهای سوئیس داره روز به روز روش برای اون طرف که حقش را از بیت المال برداشته سود اضافه می شود.817 میلیارد تومان هم خیلی کمتر از 216 میلیارد تومان است .مگه نه؟راستی شما فکرمی کنید اون 60 هزارتن و یک 000/400/1 هزار تن گندم(البته پول آن) کجا رفته لابود تو جیب مردم فقیر و ضعیف.500 میلیارد تومان هم خیلی کمتر از 216 میلیارد تومان هست این هم باز هم مگر نه؟!!!!به به از قوانینی که این مجلس عزیزمان وضع می کند چه درآمدهای هنگفتی برای بعضی ها دارد.فکر نمی کنید این بعضی ها می توانند خودی نیز باشند چه می دانم شاید همان کسی که آن را تصویب نمودند.اما پارامتر بعدی، خدائی دیگه 137 میلیارد تومان از 216 میلیارد تومان کمتر است.اما سرتان سوت نمی کشد،137 میلیارد قرار بود از بیت المال هزینه شود برای تبلیغات کارهائی که انجام دادند برای پوشش باز هم کارهائی که انجام دادند منظورم را که می فهمید(راستی یاد قسمتی افتادم که درهنگام پرزنت یکی ازراههای سود دهی را حذف هزینه های تبلیغات می گوئیم.واقعا درصد زیادی را از همین راه می دهند.)از مطلبی که در مورد درآمد 18 میلیاردی یک موسسه بدون دادن حتی یک ریال مالیات و انتقال همه دارائیها به آمریکا نظرتان چسیت؟ آیا موسسه ای که مالیات پرداخت نمیکند تازه تمام دارائی خود را به آمریکا مهد حمایت ازاسرائیل می فرستد بهتراست یا شرکت گلد کوئست که حاضر به پرداخت مالیات می باشد. .یادتان هست که آقای به اصطلاح کارشناس کاتوزیان را را عرض میکنم که گفته بود با 216 میلیارد تومان می شود 360 هزار شغل ایجاد کرد.یادم هست برای یکی از دوستان مخالف محاسبه کردم که با یک میلیارد می توان 5/1 میلیون شغل ایجاد کرد دولت براي اينكه رشد بيكاري رو متوقف كنه لازم هست كه سالي 800 هزار شغل ايجاد كنه كه با حساب كتابهاي این آقا در ميايد، حدود 500 ميليون دلار.(که البته این کارشناس این محاسبات را نمی دانم از کجا در آورده. لابود با محاسبه مخ های ریاضی مانند آقای نقشینه. چون مسلما این آمار به هیچ عنوان سندیت ندارد) آيا دولت ما كه سال قبل 10 ميليارد دلار مازاد درآمد درصندوق ذخیره ارزی وارد کرده نمی تواند بیکاری را ریشه کن نماید تا کسی به خاطر بیکاری وارد شبکه گلد کوئست نشود.برای شما سوال نیست که این همه درآمد مازاد نفت به کجا رفته است؟ اگر سوال است به انتهای گزارش روزنامه جام جم نگاه کنید .خواهید فهمید که کجا و برای چه چیزهائی سرمایه گذاری می شود.آخه میدانید اقتصاددانان احمق ما می گوید که اگر این پول در جامعه خرج شود باعث تورم می شود پس بهتر است در سوئیس و دیگر نقاط دنیا صرف خرید ویلا و زمین برای عیش ونوش بعضی ها گردد. این موارد را اضافه کنید در 13 روز عيد امسال(1384) 250 هزار نفر از ايران به دوبي رفتند كه در خوش بينانه ترين حالت نفري 1000 دلار بطور متوسط خرج كردند. بعبارتي مي‌كنه 250 ميليون دلار. چي شد اين پولها؟ صرف عيش و نوش و ديسكو،‌كنسرت و.... (همش هم رفت تو جيب عربها كه از مشكلات مملكت ما دارند به نحو احسن به نفع خوشون بهره‌برداي مي‌كنند.) خوب چي داري بگي؟
سال 1383 روزانه 10 پرواز از ايران به مقصد آنتاليا تركيه انجام مي‌شد. طبق آمار یک میلیون ودویست هزار نفر به ترکیه سفر کردند که هر کدام اگر 1 میلیون هزینه کرده باشند می شود 1200 میلیارد توماننا قابل که . صرف عياشي، خوش گذراني، كاباره، ديسكو و .... شده است.هزینه های سفرها و جلسات و هزینه افتاح مثلا فرودگاه امام خمینی و غیره را خود حساب کنید.
دوستان این گوشه ای از اتفاقاتی است که درکشور ما دارد اتفاق می افتدو مطمئن باشد عمق فاجعه صدها برابر از این اسفناک تر است.
حال خودتان قضاوت کنید گلد کوئست بیشتر به این مملکت و اقتصاد آن ضرر میزند یا این گرگهای در لباش میش قرار گرفته.آنانی که مانند زالو به بیت المال به حق من و شما چسبیده اند و آن را بالا می کشند.کجا گلد کوئست ازبیت المال دارد برداشت میکند.مگر نه این است که همه هزینه آن ازجیب خودمان که حق استفاده از آن با خودمان است پرداخت میشود.یا اینکه ما حق استفاده از مالی که خودمان با عرق جبینمان به دست آوردیم نداریم. و باید برای آنها نیز سرنوشتی مانند آنچه در بیت المال است پیش بیاید. شما به کدام حکم خدا ما را از استفاده از آنچه که در اختیار خودمان هست محروم میگردانید.حق قانونی و شرعی ما(لطفأ نگوئید علما آن را غیر شرعی دانستند).شاید از اینکه درآمد ما بیش از آنچیزی باشد که شما می خواهید می ترسید.به خاطر اینکه آنوقت چشمان و گوشمان باز گردیده و می فهمیم که شما چه خیانتی به این مرز و بوم دارید میکنید.آری زنگ خطر برای شما به صدا درآمده.وگرنه شما کسی نیستیند که دلتان برای ما بسوزد.شما به فکر منافع خودتان هستیند.چون می بینید فعالیت افراد در تجارت به ضرر شماست با تمام قوا سعی در جلوگیری از آن دارید.بر این ادعایم هستم که اگر گلد کوئست ازکانال شما ها می گذشت و شما نیز دستی در کاسه داشتیند هیچ وقت این مشکلات برایش ایجاد نمی شد.دیگر برای ما مسلم شده است که شما به دنبال منافع خودتان هستیند.کافیست برای این ادعا کاسه شما رو شود و بر همگان آشکار گردد .دیگر در این جامعه به کدام یک از شما می توان اعتماد کرد.شمائی که در کاخ خود بر روی سرمایه خود که از جان و مال این مردم است نشسته اید و به مردم میگوئید که درویشانه زندگی کنید .این بود آرمان انقلاب و امام ما.آیا برادرانم به خاطر این آرمان شهید و مجروح گردیدند. نفسم به سختی بالا می آید.
دروغ تا به کی؟ ، ریا تا به کی؟ ظالمانه با این مردم نجیب رفتار کردن تا به کی؟آنن را از حق و حقوقشان محروم کردن تا به کی؟شاید بتوانید جلوی این تجارت را بگیرید شاید توانسته باشید جلوی خیلی چیزها که به نفعتان نیست را کرفته باشید و در آینده بگیرید.اما بترسید از آتشی که در زیر خاکستر است که اگر روزی فوران کند دودمانتان را به آتش خواهد کشید.
اکنون خدمت شما دوستان مخالف می خواهم چند نکته را عرض کنم شما که ادعای وطن پرستی میکنید ، شمائي كه دم از اين مي زنيد كه دلتان براي اين كشور و براي مردم اين كشور مي سوزد، كجائيد تا به پا خیزید و رسالت بزرگتان را در این مورد انجام دهید.اگر واقعآ بر این ادعا هستید برای صادق بودنتان در این موارد هم به پا خیزید.وبلاگ ایجاد کنید. سخن بگوئید.همایش به پا کنید.به پا خیزید تا باورمان شود که دلسوز این مملکت و ما هستید آن وقت تمامی ما این تجارت را کنار می گذاریم و در این راه با شما همقدم می شویم.اما اگر این کار را نکردیند از دو حالت خارج نخواهد بود.یا اینکه جرأت و شهامت این کار را نداریدکه با آنها مخالفت نمائید.چون از عواقب آن می ترسید.یا شما از کسانی هستید که با آنها دستان در یک کاسه هست و هر دو از یک آخور آب می خورید وشما همانهایی هستیند که این تجارت به ضرر شما می باشد و برای اینکه ضرر نکنید حاضرید به جنگ آن بروید. یا شاید هم چشمانتان را بستید و از امثال کسانی مانند کاتوزیان که برید ببینید از نظر خانوادگی کجا هستند وبپرسید برادرش کجاست وچه کار می کند پیروی میکنید .خودتان را به خواب خرگوشی زدیند و مانند کبک سرتان را تو لاک خودتان کردیند وفکر میکنید در اطرافتان هیچ اتفاقی به غیر از گلد کوئست نمی افتد که بخواهید حس وطن پرست خودتان را به کار گیرید و از مملکت و هموطنتان دفاع کنید.هر کدام از اینها که باشید هیچ فرقی نمی کند چون حرف شما برای ما دیگر به قول معروف دو زار هم نمی ارزد.ماهیت شما برای ما فاش شده است.علل مخالفت شما نیز روشن است.خودتان را از این خواب خرگوشی بیدار کنید و یکم واقعبینانه تر به اطرافتان نگاه کنید.


فرستنده : ali
منبع : دفترچه مهمان کوئست نت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 20:44  توسط H_Taj  | 

نقدی بر مقاله‌ی «چرا فعالیت در بازاریابی شبکه‌ای شبیه قمار است؟ »

 
کد مطلب: 86
تاريخ: شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴
منبع: yourquest.persianblog.com
درجه: مهم

يادداشت: قمار در فقه اسلامی، تعریف خاص خودش را دارد؛ با تغییر تعریف واقعی، شباهتی غیر واقعی به دست می‌آید .
   
 
 
 
  اين مقاله(http://www.nms.ir/index.php?action=show_news&news_id=16)، برداشتي ماترياليستي از حکم خداوند در مورد قمار بر مبناي سفسطه مي‌باشد که نويسنده‌ي آن، ابتدا در اثبات شبیه قمار بودن نت‌ورک مارکتينگ(آن‌چه که او بازاريابي شبکه‌اي ناميده است) اهتمام مي‌ورزد سپس در انتهاي مقاله، به صورتي عجولانه نتيجه مي‌گيرد که بازاريابي شبکه‌اي از مخرب‌ترين قمارهاست. يعني نت‌ورک مارکتينگ، شبيه قمار نيست بلکه خود قمار مي‌باشد! به هر صورت در آن مقاله‌ي ديالکتيکي که نت‌ورک مارکتينگ به «شبیه قمار» و سپس به «خود قمار» سنتز شده؛ اگر نت‌ورک مارکتينگ، خود قمار است؛ پس معلوم نيست که مبناي تحول و تبدل شبيه قمار به خود قمار چه بوده و اگر قمار و شبيه قمار با هم است لذا اجتماع تز و آنتي‌تزي که نويسنده‌ي مقاله به‌کار برده (در آن واحد) چطور امکان‌پذير شده است ؟!!
در اين مقاله، به طور کلي تعاريف و شروط فقهي قمار، مردود و تعاريف و شروطي جديد و درکي نادرست از قمار بر مبناي برداشت نويسنده از فلسفه‌ي قمار ابداع شده است :


«آيا قمار يعني فعاليتي که در آن برد و باخت مطرح باشد؟ يکي از مشکلات درک مفهوم قمار، استفاده از عبارات "برد" و "باخت" در مواردي است که هيچ ارتباطي به قمار ندارد. مثلاً اگر کسي سرمايه‌اش را صرف تأسيس يک کارخانه کند و به سود برسد ممکن است بگويند "در اين سرمايه‌گزاري برده است" و اگر ناکام بماند ممکن است گفته شود "آن شخص سرمايه‌اش را باخت". درنتيجه "برد و باخت" را نمي‌توان محک مناسبي براي تشخيص قمار دانست.»

بين اغلب علماي شيعه از زمان غيبت امام زمان تاکنون اين نکته مورد اجماع بوده که موضوع مورد نظر مربوط به يک «بازي» است(نه هر فعاليتي) و سپس شرط برد و باخت، موجب آن مي‌شود که به آن بازي، «قمار» بگويند و اقرب همين است. پس اگر در يک بازي، شرط برد و باخت در ميان باشد به اين صورت که برنده، پول يا چيزي از بازنده بگيرد؛ لذا به آن بازي، قمار مي‌گويند(به جز در دو استثناء که عرض خواهم کرد). بنابراين شرط برد و باخت در يک بازي، محک مناسبي براي تشخيص قمار است. اما اين‌که کسي در يک کارخانه سود نمايد و بگويند که او «برده» است بايد گفت که عبارت «بردن» يک اصطلاح است که معاني مختلفي دارد گستردگي معاني عبارات، نبايد دخيل در يک نتيجه‌گيري منطقي باشد. آن «بردن» به معني سود در تجارت با اين «بردن» به معني غلبه بر حريف در يک بازي! که قرار شود بازنده پول يا چيزي به برنده بدهد؛ فرق مي‌کند و ضمنا مشخصه‌ي اصلي قمارِ در اين مقاله، با قماري که در کتب فقهي تعريف شده است تفاوت دارد :

«مشخصه اصلي قمار اين است که اگر کسي از راه فعاليتي که قمار است به سودي برسد منشاء آن سود ضرري است که فرد يا افراد ديگر کرده‌اند در حالي که منشاء سود در يک فعاليت سالم اقتصادي، يا بهره‌مندي از مواهب طبيعي است و يا منفعتي که شخص به ديگران رسانده است.»

اين نتيجه گيري اشتباه و خلط با قاعده‌ي «لاضرر و لاضرار» است. مثلا فرض کنيم شخصي عمداً، براي زمينش راه ميان‌بري ساخته که از ملک شخصي ديگري(بدون اذن او) عبور نمايد. داشتن آن راه ميان‌بر، سودي به آن شخص مي‌رساند که منشاء آن ضرر به ديگري است اما با وجود محذوريت اين غصب، آيا مي‌توان آن را قمار ناميد؟! يا تيراندازي(سبق) و اسب‌دواني(رمايه) قمار محسوب نمي‌شود ولو شرط برد و باخت هم داشته باشد و زماني که شخص برنده چيزي از بازنده بگيرد؛ منشاء سود شخص برنده، ضرري است که فرد بازنده کرده است. پس اگر مشخصه‌ي اصلي قمار، سود کردن از ضرر ديگران باشد؛ لذا اسب‌دواني و تيراندازي با شرط رهن نيز بايد قمار محسوب شوند. تازه اصل موضوع نيز اشتباه است يعني در تجارت شبکه‌اي، لزوما ضرري متوجه کسي نيست. ممکن است بگوييد که مثلا در گلدکوئست، هر فرد مجبور به خريد سکه‌اي است که قيمت آن گران‌تر از قيمت واقعي‌اش مي‌باشد. اکنون سوال اين است که قيمت واقعي سکه، بنابر کدام معيار عاقلانه‌اي گران‌تر است؟ طبق چه معياري بايد به اين نتيجه رسيد که سکه‌ها، گران هستند؟ و اگر گرانتر باشند چرا بايد فروشنده را قمار باز ناميد ؟

آيا به خاطر اين‌که قيمت مواد خام آن‌ها تقريبا نصف قيمت سکه است ؟
اين دليل درستي نيست زيرا قيمت خيلي از اجناس از مواد خامشان گران‌تر مي‌باشد. مثلا سکه‌ي طرح قديم تمام بهار آزادي بيش از چهل درصد گران‌تر از قيمت طلايش است. يا قيمت يک ظرف تزئيني مسي چندين برابر قيمت مس آن است. يا مثلا قنادها عموماً جعبه‌ي مقوايي شيريني را به قيمت خود شيريني(کيلويي چند هزار تومان) مي‌فرو‌شند. پس اين دليل قانع کننده‌اي بر قمار بودن نيست .

آيا به خاطر اين که بانک گارانتي کننده، خيلي ارزان‌تر آن سکه را مي‌خرد ؟
اين هم اشتباه است زيرا بانک مذکور، قرار نيست که آن سکه را بخرد بلکه آن بانک، سه خاصيت محدوديت مرغوبيت و سمبليک بودن سکه‌ها را گارانتي کرده است. ممکن است يک شرکت بيمه بگويد: «در صورتي که اين مرد فوت کند من پنج ميليون تومان به خانواده‌اش مي‌دهم» و به اين معني نيست که «پس ديه‌ي انسان، پنج ميليون تومان است» !!


آيا به اين خاطر اين که خريدار سکه‌ي گلدکوئست اگر خواست بفروشد؛ بايد ارزان‌تر بفروشد ؟
اين هم اشتباه است. اولا بستگي دارد که خريدار سکه، کي و کجا بخواهد سکه‌اش را بفروشد اما اگر بنابرفرض، خريدار مجبور به ارزان فروختن شود و ضرر نمايد؛ باز هم قمار نيست. فرض کنيد که يک فروشنده‌ي سکه در ميدان فردوسي، سکه‌ي تمام بهار آزادي را به قيمت فروشش مثلا صد و بيست هزار تومان بفروشد. اما قيمت خريد در بازار، مثلا صد و هجده هزار تومان باشد. پس خريدار سکه، دو هزار تومان ضرر کرده و فروشنده هم دوهزار تومان سود نموده است. اگر فروشنده‌ي مورد نظر روزي يک‌صد سکه بفروشد پس دويست هزار تومان سود کرده که منشاء آن، ضرر به تعداد کثيري از افراد ديگر است و آيا مي‌توان گفت که آن فروشنده‌ي محترم، احياناً قمارباز است ؟

آيا به اين خاطر که خريدار در اصل احتياجي به آن سکه نداشته و تنها جهت عضو شدن سکه را خريده است ؟
اين موضوع ربطي به گران بودن سکه‌ها ندارد در حالي‌‌که منطقي هم نيست زيرا که کمپاني اين امکان را فراهم نموده که مشتريان، تنها مشتري باشند و اگر براي کمپاني و فروش سکه‌ها، تبليغ نکنند؛ باز هم محصولشان را دريافت کنند. ضمن اين‌که شيوه‌ي اصولي در معرفي سيستم گلدکوئست(طبق برنامه‌ي آموزشي کمپاني) شامل سه قسمت است : ۱- محصول ۲- طرح ۳- استراتژي
در جلسات معرفي نيز صرفاْ به کسي گفته نمي‌شود که «بيا و وارد يک کار پردرآمد بشو»!! بلکه از مشخصات محصولات(مرغوبت، سمبليک بودن و محدوديت) در کنار معرفي يک طرح پردرآمد صحبت مي‌شود. اين ديگر با خريدار است که صرفا به خاطر محصولات يا صرفا به خاطر درآمد يا هر دو مورد، وارد سيستم شود. همان‌طور که ممکن است عده‌اي، يک سري محصولات را صرفا به خاطر برنده شدن در قرعه‌کشي خريداري کنند و البته اگر اين کار را هم انجام دهند؛ خلاف شرعي صورت نگرفته است .
آن‌چه که در اين مقاله صحيح به نظر مي‌رسد؛ وجه تمايز قمار با دخالت شانس و کم زحمت بودن کارهاست. که البته ارتباطي با تجارت شبکه‌اي ندارد .
سوالي که ممکن است پيش بيايد اين است که در چه صورتي مي‌توانيم بگوييم که قماري صورت گرفته است ؟
«هر نوع بازى، كه شرط كنند شخص برنده از كسى كه بازى را باخته پول يا چيز ديگرى بگيرد؛ قمار و حرام است؛ به جز در مسابقات اسب دوانى (سبق ) و تير اندازى (رمايه ). مقصود از برد و باخت آن است كه برنده از بازنده چيزى بگيرد. بنابراين اگر تنها برنده و بازنده اعلام مي‌شود و گرفتن چيزى در بين نيست؛ يا مؤسسه و سازمانى به برنده، جايزه‌اى مى‌دهد؛ اشكال ندارد.» رجوع شود ... (http://www.balagh.net/persian/feqh/library/42/08/57.htm)

با تحريف تعريف واقعي قمار، شباهتی غير واقعی به دست می‌آید .

شاد باشید محمد علی م.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 12:39  توسط H_Taj  | 

بزودي فعاليت شركت‌‏هاي گلد‌‏كوئيست و گلد‌‏ماين در ايران متوقف مي‌‏شود

 
کد مطلب: 85
تاريخ: پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۴
منبع: خبرگزاری کار
درجه: عادی

يادداشت: عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس : بزودي فعاليت شركت‌‏هاي گلد‌‏كوئيست و گلد‌‏ماين در ايران متوقف مي‌‏شود.
   
 
 
 
 

موسي قرباني، نماينده قائنات در مجلس در گفت‌‏وگو با خبرنگار" ايلنا" خبر از تصويب كليات طرح ممنوعيت شركت‌‏هاي داراي هرم زنجيره‌‏اي در ايران داد و گفت: براساس اين طرح مقرر شد كه فعاليت شركت‌‏هاي گلدكوئيست، گلدماين EBL و يا شركت‌‏هايي كه داراي چرخه هرم‌‏وار هستند، متوقف شود.
وي افزود: پس از تصويب كليات اين طرح در جلسه امروز جزييات آن نيز در جلسه آتي كميسيون بررسي خواهد شد.
عضو كميسيون‌‏ حقوقي و قضايي مجلس هفتم در پايان خاطرنشان ساخت: بررسي مراحل پاياني اصلاحيه قانون ديوان عدالت كه توسط رييس قوه قضاييه به كميسيون ارايه شده است، از ديگر موراد مورد بحث در اين جلسه بود.

 

-> یه روز یه ترکه داشت تو خیابون راه می رفت دید یکی داره یکی دیگرو پرزنت میکنه گفت:آقا گلدکوئیسته؟
یارو گفت :شما ترکی؟
ترکه که جا خورده بود گفت :از کجا فهمیدی؟
طرف جواب داد: چون گلدکوئسته!!!

منبع : nms.ir

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 13:1  توسط H_Taj  | 

چرا تعدادي از آيات عظام، گلدکوئست و تجارت‌هاي مشابه را جايز ندانستند ؟

اصولا اين‌گونه جايز ندانستن‌ها و حتي تحريم‌ها در تاريخ، كم نبودند و هر مرجع تقليدي، بسته به برداشت و نظر خود، حدّت و شدت تحريم را معين مي‌كرد. ادبياتي كه براي اين‌گونه حرمت‌ها به كار مي‌رود اغلب به اين صورت هستند :
در حکم محاربه با امام زمان است: اليوم استعمال تنباکو و توتون باي نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است. (آيت الله ميرزاي شيرازي)
مطلقاً و قطعاً حرام: شطرنج مطلقا حرام است(آيت الله سيستاني) 
حرام: پول دادن به شعبده بازها و دعوت از ايشان حرام است. (امام خميني)
بنابر احتياط حرام: بازي با آلات قمار ولو بدون برد و باخت بنا بر احتياط شديد حرام است. (آيت الله العظمي بهجت)
جايز نيست: نظر كردن خانم‌ها به فيلم‌هاي ورزشي كه از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي‌شوند در صورتي كه اكثر بدن مردان نمايان باشد؛ جايز نيست. (آيت الله العظمي صافي گلپايگاني)
اشكال دارد: خريد و فروش برگ‌هاي ارمغان بهزيستي اشكال دارد و شبيه بليط‌هاي بخت‌آزمايي است. (آيت الله مكارم شيرازي)
خالي از اشكال نيست: كف زدن در مجالس اهل بيت خالي از اشكال نيست. (آيت الله العظمي گلپايگاني)
رجحان شرعي ندارد: سيزده‌به‌در و چهارشنبه‌سوري رجحان شرعي ندارد و تشويق مردم به اين مورد؛ تشويق به دنيا و اغفال از آخرت است (آيت الله تبريزي)
كراهت دارد: بلند بودن ريش بيش‌تر از يك قبضه كراهت دارد. (خامنه‌اي)

در اين ميان، مواردي هم بودند كه به دليل ضعف آگاهي و شناخت! اشتباهاً حرام شده و پس از مدتي با شرط و شروطی حلال شناخته مي‌شدند. مثل خاويار
مشكلي كه از ديرباز در ميان مردم و هم‌چنين سازمان روحانيت وجود داشته؛ مقاومت و اينرسي ايشان در مقابل بسياري از نوآوري‌ها و دگرگوني‌هاست كه علت آن را بايد در دو جنبه‌ي روان‌شناسي و جامعه‌شناسي بررسي نمود. اما يكي از مهم‌ترين دلايل، ضعف اطلاعاتي در ميان اقشار جامعه از جمله روحانيون بوده و هست كه اين عدم آگاهي‌ها، باعث ايجاد شکاف ميان روحانيت و دست‌آوردهاي جديد مي‌شد. مثل: مخالفت روحانيون با تاسيس مدارس امروزي، روزنامه، راديو، تلويزيون، قند حبه‌ای، ويدئو، كت و شلوار و ... كه به مرور زمان بسياري از آن مخالفت‌ها تقليل يافته‌اند و يا به موافقت تبديل شده‌اند و برخي هم‌چنان  باقي‌اند و قوانين جمهوري اسلامي نيز به تبع آن تغييرات، رفته رفته در بسياري از موارد، تغيير موضع داده است. به عنوان مثال استفاده و فروش ويدئو، تقريبا تا اواخر دهه‌ي ۱۳۶۰ ممنوع و غيرقانوني بود. هم‌چنين شطرنج! يا ورزش بوكس آماتور، كه پس از چند سال، از ممنوعيت خارج شدند. نکته‌ي جالبي برايتان نقل کنم در مورد نوشته‌ی آيت‌الله مکارم شيرازي در مورد بازي شطرنج :
«درباره‌ي بازي شطرنج اخبار متعددي از امامان -عليهم السلام- به ما رسيده است که استعمال آلات اين بازي - به هر عنوان- ممنوع است و عنوان ورزش فکري به اين بازي دادن در حکم مزبور تاثيري نمي‌گذارد؛ زيرا ممکن است ساير انواع قمار را نيز تحت اين عنوان و به اين نام انجام داد؛ چون در خيلي از انواع قمار از جمله بازي با ورق، اين فعاليت فکري وجود دارد ولي مفاسد آن‌ها جاي انکار ندارد […] اسناد و مدارک اسلامي در باره‌ي حرمت بازي شطرنج، جاي شک و ترديد در حرمت آن باقي نمي‌گذارد. ولي عده‌اي از مردم هستند که تا از آن طرف ديوار(غرب) مطلبي نشوند؛ به دلشان نمي‌نشيند؛ لذا اخيراً در نوشته‌هاي يکي از فضلاي معاصر، مطلبي در اين‌باره ديديم که لازم مي‌دانيم در اين‌جا بياوريم شايد از شيوع اين بازي که متاسفانه در گوشه و کنار اين کشور به چشم مي‌خورد و به عنوان اين‌که بازي شطرنج،‌ نيروي فکري را افزايش مي‌دهد ترويج مي‌شود؛ جلوگيري گردد […]»
آقاي مکارم، علاوه بر نقل روايتي از اميرالمومنين(ع) در مورد حرمت شطرنج! رواياتي نيز از متخصصين غربي در مورد مضرات شطرنج منعکس فرمودند. مثلا از «شانتال شوده دوسيلان» مبني ضرر شطرنج بر منابع ذهني و هم‌چنين مطلبي از الخين (قهرمان اسبق شطرنج) مبني بر زيان اخلاقي اين بازي! البته در آخرين فتواي ايشان در مورد شطرنج آمده که اگر اين بازی در عرف عام از صورت قمار خارج شده باشد و به عنوان ورزش شناخته شود؛ مانعي ندارد. حالا ممکن است که دوستان خرده‌گير پاسخ بدهند: «چون شطرنج زماني در عرف عام از آلات قمار محسوب مي‌شد لذا اين ورزش مطلقا حرام بود اما حالا که شطرنج در عرف عام، از صورت قمار بيرون رفت و به عنوان يک ورزش شناخته شد و موضوع تغيير کرده پس حکمش هم تغيير نموده است. مانند سگي که در نمک‌زار نمک شود!!» فعلا کاري با اشکال منطقي اين پاسخ ندارم اما خود آقاي مکارم شيرازي در همان استفتاي قبلي نوشته‌اند: «چيزي که هست در مواردي که پول در ميان نباشد؛ اين برد و باخت در فکر است؛ در وجود است و اخلاق ...» يعني به طور کلي، در شطرنج برد و باختي در ميان هست. حالا در پول نباشد؛ در چيزهاي ديگر! و خودشان هم فرمودند که عنوان ورزش فکری به اين بازی دادن فرقي نمي‌کند پس شطرنج هميشه بايد قمار محسوب شود و هميشه حرام الي يوم القيامة باشد! در واقع با ذکر اين مقدمه اين نکات را مي‌خواستم عرض کنم :
۱- تاريخ مي‌گويد که هر دست‌آوردي متاسفانه به دليل ضعف آگاهي برخي روحانيون، ابتدا مورد مخالفت شديد واقع شد. مثل مدرسه و اصولاً مکانيزم سازمان روحانيت(از نوع محافظه‌کارانه‌اش) با نو آوري هم‌آهنگ نيست .
۲- تغييرات تدريجي احکام، بدون تغيير در موضوع، نشان‌دهنده‌ي اين است که احکام عجولانه و بدون مطالعه نيز مي‌توانند صادر شوند .
۳- مشروعيت را کسي تعيين نمي‌کند بل‌که تعيين مشروعيت، با خداست. يعني وظيفه‌ي يک روحاني آگاه، کشف مشروعيت يا عدم مشروعيت موضوعات است و اگر از ماهيت موضوع، اطلاع کاملي نداشته باشد و به تمام نکات آن اشراف و آگاهي نداشته باشد؛ لذا صلاحيت اعلام مشروعيت آن را ندارد. به عنوان مثال حکم آقاي مکارم شيرازي در مورد گلدکوئست، که آن را  «فعاليت اقتصادي مرموز»! مي‌نامد؛ نشان‌دهنده‌ي اين واقعيت است که اطلاعات ايشان از گلدکوئست کامل نيست لذا تا زماني که گلدکوئست از نظر ايشان «مرموز» مي‌باشد؛ اعلام نظر در مورد مشروعيتش نيز در صلاحيت ايشان نيست. نکته‌ي جالب‌تر، اين است که اغلب مخالفين دوآتشه‌ي گلدکوئست، آن را «گلدکوئيست» مي‌نامند. يعني کساني که حتي به خودشان زحمت ندادند تا نام يک کمپاني را درست ياد بگيرند و تلفظ کنند؛ چطور مي‌توانند اندر باب مضرات و جنبه‌هاي مختلف گلدکوئست، بحث کارشناسي کنند ؟! 

منبع : goldquest در دانشگاه دهاقان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 19:14  توسط H_Taj  | 

يک نوت بوک رايگان!!!!!!

به نام خدا
با درود خدمت دوستان عزيز!!!
کاملا واقعي صاحب يک نوت بوک بشويد.
من خودم از طريقه يکي از دوستام که الان نوت بوکشو گرفته عضو شدم.
من پيشنهاد ميکنم يک آي دي تو ياهو فقط براي اينکار ايجاد کنيد.
با کليک بر روي لينکي که درانتها با نام شروع ثبت نام است ثبت نام کنيد وبا دنبال کردن دستورالعمل مي توانيد صاحب يک نوت بوک شويد.
تنها کاري که شما بايد انجام بدين اينه که فقط از طريق همان لينک ثبت نام کنيد.
تذکر1 : لازم به ذکر است که نبايد چند بار ثبت نام کنيد چون مشخصات کامپيوتر شما ذخيره ميشه و در صورت تکرار شما از سيستم اتوماتيک حذف ميشيد .( پس کلک رشتي ممنوع)
تذکر2 : لازم به ذکر است که اطلاعات بايد کامل باشه در غير اين صورت بازگردانده ميشود مثلا آدرس کامل باشد و کشور ايران کد شهر خود و شماره تلفن خود را درست وارد کنيد . آدرس را حتما کامل وارد کنيد از کلمات کليدي زير استفاده کنيد:
مثال براي يک آدرس کامل:
St. = Street خيابان ، Blv = بلوار ، No = پلاک ، Intersection = چهارراه
Iran, Khorasan-e-Razavi , Mashad, Blv Sajad , Bahar Intersectin , Bahar 2 , No# 46
پس از ورود مراحل زير را با دقت دنبال کنيد:
در ابتدا روي لينک رجيستر کليک کنيد و مشخصات خود را ثبت کنيد
سپس روي
offers
کليک کنيد وارد يک صفحه ميشويد تمام لينکها را کليک کنيد تا بنفش رنگ بشن
وحتما يکي از اونايي رو که نياز به خريد نداره مثلا جلوي
Requierment
نوشته
Sign up for a free acount
کليک کنيد و اونجا عضو بشيد.سپس روي
referrals
که بالاي صفحه هستش کليک کنيد تا يک آدرس اينترنتي به شما بده به رنگ قرمز که بالاش نوشته
Here is Your Personal Referral Link
سپس آن را به 18 نفر بفرستيد تا اکانت شما اکتيو شه البته زير مجموعه هاتون بايد
Offer
خودشونو تکميل کنند پس اگر مشکلي داشتند کمکشون کنيد مي تونين از مطالب وبلاگ من استفاده کنيد ( کپي رايتشم فداي سرتون)
هم مثل من ميتونيد وبلاگ بزنيد يا اصلا تو روم تبليغ کنيد
سپس در مرحله بعد يعني در صورت معرفي 18 نفر از سوي شما نوت بوک به شما تعلق مي گيره
و در عرض 4 هفته يک نوت بوک ايسر براتون پست ميشه. اگر فکر ميکنين که ممکنه سر کاري باشه اشتباه ميکنين من خودم اينجوري فکر ميکردم ولي وقتي دوستم نوت بوکشو گرفت نظرم عوض شد. تازه شما که پولي نميدين و نه چيزي. ضرر نداره که!
در ضمن براي اينكه در سايت عضو شويد نياز به يك معرف داريد كه مي توانيد با كليك بر روي لينك زير وارد سايت شده تا من معرف شما  بشوم.

.شروع ثبت نام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 17:47  توسط H_Taj  | 

مطالبي كوچك از تاريخ كهن ايران (1)

 آيا ميداند : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است  .
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد :  كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد  كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم  فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:3  توسط H_Taj  | 

30 قانون جهاني موفقيت (1)

1- قانون علت و معلول :

هرچيز به دليلي رخ مي‌دهد . براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت‌هاي بخصوصي وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشيد ، چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد ، در زندگي هركاري را بخواهيد مي‌توانيد انجام دهيد به شرط آنكه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي‌خواهيد و سپس عمل كنيد.

 

2-  قانون ذهن :

شما تبديل به همان چيزي مي‌شويد كه بيشتر فكر مي‌كنيد ، پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

3-  قانون عينيت يافتن ذهنيات :

دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست ، كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد ، زندگي ايده‌آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.

 

4- قانون رابطه مستقيم :

زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست ، بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، عملكرد و تجارت بيروني‌تان رابطه مستقيم وجود دارد . روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني ، شرايط مالي و موفقيتهاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.

 

5-  قانون باور :

هرچيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي‌شود . شما آنچه را كه مي‌بينيد باور نمي‌كنيد بلكه آن چيزي را مي‌بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده‌ايد پس بايد باورهاي محدود كننده‌اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آنها را از بين ببريد.

 

6-  قانون ارزشها :

نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي‌ترين ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است آن چه كه  ارزشهايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي‌كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته‌ها ، اعمال و انتخابهاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است .

 

7-  قانون انگيزه :

هرچه مي‌گوئيد يا انجام مي‌دهيد از تمايلات دروني ، خواسته‌ها و غرايز شما سرچشمه مي‌گيرد ، پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه‌ها را مشخص كرد تا با يك برنامه‌ريزي اصولي به هدف رسيد.

 

 

8-  قانون انتظار :

اگر با اعتماد به نفس ، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامون‌تان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي‌پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل مي‌كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير ميگذارد.

 

9- قانون تمركز :

هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد از زندگي واقعي شكل گرفته و گسترش پيدا مي‌كند ، بنابراين بايد فكر خود را برچيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

10- قانون عادت :

حداقل 95% از كارهايي كه انجام مي‌دهيم از روي عادت است . پس مي‌توانيم عادتهايي را كه موفقيتمان را تضمين مي‌كنند در خود پرورش دهيم و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر بصورت اتوماتيك و غيرارادي انجام نشود ، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:1  توسط H_Taj  | 

نت بوک

یک فرصت استثنائی و قابل توجه

نت بوک مجانی

 

جهت اطلاع و ثبت نام از لینک زیر استفاده نمایید

نت بوک مجانی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 16:2  توسط H_Taj  | 

همه حقايق برای اينکه پذيرفته شوند از سه مرحله می گذرند

ابتدا مورد تمسخر قرار می گيرند

سپس با خشونت تمام مورد مخالفت قرار ميگيرند

سر انجام به عنوان امر بديهی و پيش پا افتاده پذيرفته می شوند    

شوپنهاور

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 19:21  توسط H_Taj  | 

گلدکوئست زير ذره بين ۲

 

در ادامه نوشتار قبل به بررسی دقيقتر پديده گلدکوئست می پردازيم . در اينجا تاکييد می شود که هدف از ارائه متوالی اين نوشتار ها به هيچ وجه جانبداری از کمپانی گلدکوئست و يا تجارت آن نيست و بررسی دقيق و موشکافانه آن بر اساس مستندات و مستدلات و بدون پيش داوری مد نظر ميباشد و از همه خوانندگان دعوت می شود نظرات و برداشتهای خود را به بحث بگذارند .

بررسی درست اين قضيه سبب شناخت صحيح شبکه گلدکوئست و کمپانی گلدکوئست خواهد شد و از اين شناخت صحيح ٬ تمييز شبکه گلدکوئست و کمپانی گلدکوئست ميسرخواهد شد و آنگاه قضاوتی درست تر درباره کمپانی گلدکوئست را  می توان انتظار داشت که آمادگی برخورد مناسبتری با پديده نت ورک مارکتينگ را در پی خواهد داشت .

 همانطور که بيان شد افراد شبکه گلدکوئست سرآغاز و منشاء مشکلات انبوهی شدند که اين تجارت در ايران ببار آورد و علت اين امر نيز آن بود که مردم برای ورود به اين تجارت به علت ميسر نبودن امکان تجارت مستقيم با خود کمپانی ٬ محتاج افراد شبکه بودند و در نتيجه با نسخه تغيير يافته و غير اصيل اين تجارت آشنا شده و پس از ورود ٬ نادانسته به توسعه همان نسخه غير اصيل می پرداختند .  

در شبکه گلدکوئست اصول اساسی برای موفقيت عمدتا بر دو اهرم مبتنی بود . يک اهرم اصرار و پافشاری بود و به افراد آموزش داده می شد که پس از معرفی اين تجارت به افراد ٬  جهت ورود آنها به سيتم اصرار مداوم شود و حتی شکستن آداب و ملاحظات اجتماعی برای کشاندن افراد بداخل سيستم لازم بنظر می رسيد . به عنوان مثال پس از آنکه تجارت به شخصی معرفی می شد ٬  هر روز تماس گرفتن با آن شخص و جويا شدن نظر و تصميم وی در اين باره حتی در صورتيکه آن شخص نسبت به موضوع بی علاقه بود ٬  توصيه و تحميل می شد و واضح است که اين برخورد در نظر افراد با فرهنگ ٬ شکستن اصول  آداب و ملاحظات اجتماعی به حساب می آيد . بدين ترتيب با اصرارهای متوالی و مکرر سعی می شد افراد به تدريج و نيمه ارادی به داخل سيستم کشانده شوند . اهرم  ديگر تشويق و ترغيب بود و از جهات مختلف افراد را جهت ورود به سيستم تشويق می کردند و اين تجارت را راهی سريع و نسبتا آسان برای همه جهت رسيدن به ثروتهای عظيم معرفی می کردند و با دادن وعده هايی عمدتا پوچ و به دور از واقعيت ٬ ايجاد اشتياق می کردند . در اين راستا مثال زدن افرادی که از اين راه در مدت کوتاهی به ثروتهای قابل توجه ای دست يافته بودند ٬ قدرتمند ترين ابزار بود . در اين پروسه دادن اطلاعات نادرست و يا ناقص درباره ارزش ذاتی محصولات ٬ نحوه قيمت گذاری روی محصولات ٬  منبع اطلاعات و ... کاملا رايج بود و هدف اصلی عبارت از  ايجاد اشتياق و شور و شوق و نه ديدی کامل و واقع گرايانه  بود . اين اطلاعات نادرست و ناقص و وعده های پوچ ٬ عامل پديد آمدن درصد قابل توجه ايی از شاکيان پرونده گلدکوئست گرديد . بطور خلاصه افراد شبکه گلدکوئست تا حد زيادی مخاطبان خود را فريب می دادند . به تعبيری عده ای طمع کار اين تجارت را ابزاری جهت ارضای حس طمع خويش يافته و با جلوه دادن آن بعنوان راهی سريع و نسبتا آسان برای همه جهت رسيدن به ثروتهای عظيم ٬ سعی در جذب افراد هر چه بيشتر داشتند . عده کثيری از افرادی که فريب اين وعده ها را خوردند يا قربانی طمع خويش و يا خامی و کم تجربه ایی خويش و يا هر دوی آنها شدند ...

اما خود گلدکوئست چيست ؟

پس از يک مرور بر ماهيت و روش شبکه گلدکوست ٬  اينک نوبت بررسی کمپانی گلدکوئست می رسد . يادآوری می شود که کمپانی گلدکوئست و شبکه گلدکوست در ايران دو مقوله جدا و نسبتا مستقل از هم می باشند ! 

همانطور که در نوشته قبلی اشاره گرديد کمپانی گلدکوئست يک کمپانی نت ورک مارکتينگ می باشد . اين کمپانی انواع محصولات کلکسيونری و سمبوليک طلا ( و ساير فلزات ارزشمند ) را به فروش می رساند و بايد به تفاوت ماهيت تجارت اين کمپانی و تجارت فروش شمش طلا توجه کرد زيرا مبنای اين کمپانی برای قيمت گذاری روی محصولات خود ٬ ارزش کلکسيونری و سمبوليک بودن و نه ميزان طلای بکار رفته می باشد . کمپانی اين نکته را صريحا تذکر داده و از مشتريان خود می خواهد با علم بر اين موضوع اقدام به خريد نمايند .

کمپانی با استفاده از ابزار نيرومند نت ورک مارکتينگ به مشتريان خود اين امکان را ميدهد تا به درآمدهايی فراتر از درآمدهای معمول در دنيای کسب و کار امروز دست يابند . اين موضوع کاملا حقيقت داشته و بخشی از اقتصاد مبتنی بر اينترنت قرن بيست و يکم می باشد . البته بديهی است که صرف ورود به سيستم نت ورک مارکتيتگ متضمن رسيدن به اين درآمدها نبوده و موفقيت مستلزم پيمودن مسيری بخصوص می باشد . در اين راستا آموزش درست و کامل ديدن ٬ بکار بردن اصول و استراژی های صحيح و استمرار و مداومت بسيار ضروری است . خود کمپانی گلدکوئست با همکاری و مشارکت شريک تجاری خود کمپانی وی - تيم اقدام به فعاليتهای آموزشی و برگزاری سمينارهای گسترده ایی برای اعضاء خود در سطح کشورهايی که بطور رسمی و با حضور نمايندگی در آنها فعاليت می کند ٬ نموده است . هدف از اين فعاليتها آموزش نحوه کسب و کار در سيستم نت ورک مارکتينگ و نشان دادن راه صحيح برای به نتيجه رسيدن در اين سيستم می باشد .

فروش و بازاريابی با اين روش در کشورهای صنعتی و پيشرفته و حتی در حال توسعه کاملا شناخته شده و قانونی می باشد . بسياری از شرکتها و کمپانی های بزرگ و معتبر دنيا به اين شيوه تجارت روی آورده و قدرت و کارائی آنرا برای بالاتر بردن فروش خود بخدمت گرفته اند . در بين پانصد شرکت موفق برتر در عرصه بين المللی ٬  اين سيستم توسعه زيادی داشته است . نتيجه آنکه سيستم نت ورک مارکتينگ علی رغم ناشناخته بودن و بلا استفاده بودن آن در ايران پديده ای نوين ٬ کارآمد ٬ شناخته شده ٬ قانونی و در حال توسعه در عرصه جهانی می باشد .  

از طرف ديگر اين کمپانی براساس قوانين سازمان تجارت جهانی مجاز به فروش محصولات خود در کشورهای عضو اين سازمان می باشد و ايران نيز از سال ۱۹۹۶ تا حال هجده بار درخواست عضويت در اين سازمان را داده و هر بار درخواستش رد شده است .

بنابراين براساس معيارهای بين المللی ٬  فعاليت کمپانی ای مانند گلدکوئست کاملا قانونی و مجاز می باشد .  اگر ايران دربرابر فعاليت کمپانی گلد کوئست مخالفت نموده و آنرا غير قانونی اعلام می کند ٬  بايد موارد تخلف کمپانی مانند تقلبی بودن محصولات يا مغايرت مشخصات آنها با مشخصات اعلام شده ٬  عدم ارسال محصولات ٬ عدم محاسبه صحيح  پورسانتها ٬  عدم پرداخت پورسانتها و ...  را  صريحا و بطور مستدل و مستند درمراجع قانونی بين المللی اعلام نموده و در صورت صحيح بودن موارد مطرح شده ٬ کمپانی را از کانال های مربوطه مورد تعقيب قرار دهد .  

در غير اينصورت ايران برای برخورد با اين کمپانی ( و ساير کمپانی های احتمالی نت ورک مارکتينگ خارجی ديگر که در آينده به علت گسترش اين سيستم و تجارت الکترونيک در ايران نيز بازارخواهند يافت ) بايد اساسا در دو مقوله عمده موضع خود را مشخص نمايد :

۱ -  عضويت در سازمان تجارت جهانی

۲ -  پديده نت ورک مارکتينگ

مساله عضويت  ايران در سازمان تجارت جهانی موضوع اين نوشتار نيست و فقط به ذکر اين نکته اکتفا می شود که در صورت پذيرش در خواست عضويت ايران در اين سازمان ٬ فعاليت کمپانی هايی مانند گدکوئست در ايران از موارد بسيار رايج در اين سازمان خواهد بود .

اما بحث در مورد پديده نت ورک مارکتينگ هدف اين نوشتار بوده و در نوشتارهای آينده به بررسی دقيقتر آن و بررسی توانايی ها و کارآمدی هاو علت لزوم آن در دنيای امروز می پردازيم .

arastgoo.persianblog.com

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:5  توسط H_Taj  | 

سخن مشاهیر

۱ - هلن كلر خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد . 

۲-  گوته كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. 

۳- سقراط يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد .

۴-  ژاك دوال اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ، بنده هيچ چيز مشو . 

۵- فرانسيس بيكن آنچه مردم را دانشمند مي كند ،مطالبي نيست كه مي خوانند بلكه چيزهايي است كه ياد مي گيرند.

 ۶- جرج برنارد شاو آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. 

۷-  ديل كارنگي فكر خوب معمار و آفريننده است .

۸- پاسكال انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند . 

۹-  اديسون تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم .

۱۰- ارنست ديمنه افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد .

۱۱-  انيشتين فكر كردن،سخت ترين كار بشر است .

۱۲-  جبران خليل جبران آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم

۱۳ - ويكتور هوگو الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد. 

۱۴-  مارك تواين مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد.

۱۵-  هربرت اسپنسر فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند. 

۱۶-  كارلايل هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است

۱۷- پاسكال آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:2  توسط H_Taj  | 

دو نفر از رابطان شركت گلدكوئيست دستگير شدند

            15 مرداد 1384   ساعت:02.53       www.entekhab.ir


سايت خبري تحليلي انتخاب: دو نفر از رابطان و بازاريابهاي شركت گلدكوئيست در يكي از رستورانهاي مشهد دستگير شدند.
به گزارش "انتخاب" به نقل از مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي به دنبال دريافت اخباري مبني بر فعاليت دو نفر در راستاي تبليغ شركت غير قانوني گلدكوئيست در يكي از رستوران ها، ماموران حوزه غرب فرماندهي انتظامي مشهد مقدس پس از هماهنگي هاي قضايي به محل مراجعه و متهمان را در حالي كه مشغول تبليغ شركت فوق بودند دستگير و به كلانتري انتقال دادند.

از متهمان فرم هاي مخصوص خريد سهام شركت و كاتالوگ آن كشف شد. اين افراد از اين شركت خريد نموده و اقدام به بازاريابي براي آن نموده اند. پرونده متهمان به مقام قضايي ارسال گرديد. مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي با اشاره به غيرقانوني بودن فعاليت اين شركت ها از شهروندان خواست گول وعده هاي آنها را نخورند.


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 18:51  توسط H_Taj  | 

آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند یکسانند؟

گلدكوئست باعث فروپاشي بسياري از خانواده‌ها شده است.
 
تاريخ: شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۴
منبع: خبرگزاری فارس
درجه: عادی

يادداشت: قاضي رسيدگي كننده به پرونده گلدكوئست گفت: گزارشات زيادي در رابطه با از هم پاشيدگي خانواده‌هايي كه شبكه غير قانوني گلدكوئست  عضو شده‌اند به دادسرا واصل مي‌شود كه متاسفانه اين گزارشات رو به افزايش است.
   
 
 
 
  قاضي رسيدگي كننده به پرونده گلدكوئست گفت: گزارشات زيادي در رابطه با از هم پاشيدگي خانواده‌هايي كه شبكه غير قانوني گلدكوئست عضو شده‌اند به دادسرا واصل مي‌شود كه متاسفانه اين گزارشات رو به افزايش است.
قاضي حميدرضا طائفي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اينكه اگر توجهي به اين موضوع نشود خانواده‌ها با بحران روبرو خواهند شد، افزود: بسياري از خانواده‌هايي كه همسران آنها عضو اين شبكه غير قانوني شده‌اند با اقدامات كلاهبرداري اقدام به جمع‌آوري پول از افراد ساده لو تحت عنوان زير شاخه مي‌كنند كه گاهي اين مبالغ هنگفت بوده و باعث بروز فساد در خانواده‌ها شده است.
طائفي خاطر نشان كرد: پولهاي نامشروع كه از طريق كلاهبرداري بدست آمده باعث شده تا همسران خانواده‌هايي كه از اين راه درآمد نامشرع كسب كرده‌اند اقدام به خيانت در زندگي كنند كه در اين خصوص پرونده‌هاي زيادي در دادسرا مطرح شده است.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت خاطر نشان كرد: در شبكه گلدكوئيست افراد به صورت مخفيانه اقدام به آموزش در مكان‌هايي مانند دفاتر شركت‌‌ها و يا خانه‌هاي شخصي مي‌كند در اين مكانها دختران و پسران بصورت مختلط و مداوم تحت آموزش قرار مي‌گيرند كه همين مكانها باعث بروز آشنايي و بسترسازي خيانت همسران و ازهم پاشيدگي كانون خانواده‌ مي‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 10:30  توسط H_Taj  | 

سخنان ارزشمند

جی.کی.چسترتون: اگرکاری ارزش انجام دادن داشته باشد باید آن را با تمام وجود دنبال کرد. 

 گلن فورد: اگرکاری را بخاطرآنکه ازآن می ترسید انجام ندهید، ترس کنترل زندگی شما را بدست می گیرد.

 بریان تریسی: مردم عادی امید وآرزو دارند، افراد متکی به نفس هدف وبرنامه.   

 بریان تریسی: انسانهایی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند. فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند.

 بریان تریسی: شما به همان چیز بدل می شوید که اکثراوقات به آن فکرمی کنید. پس به آنچه که می خواهید باشید فکرکنید نه آنچه نمی خواهید.  

 بریان تریسی: بپذیرید که هرجا که هستید وهرکه هستید به این دلیل است که خودتان خواسته اید.اگرموقعیت تان را دوست ندارید، خودتان را تغییردهید.      

 بریان تریسی: اعتماد به نفس یک نگرش است ونگرش ها از واقعیت ها مهم ترند.  

 بریان تریسی: زندگی شما بازتاب افکارتان است اگرافکارتان را تغییردهید، زندگی تان متحول می شود.

 بریان تریسی: هیچ راه میان بری وجود ندارد. برای رسیدن به موفقیتی بزرگ باید نسبت به قبل کارتان را کمی زودترشروع کنید، کمی بیشترکارکنید وکمی دیرتر دست کاربکشید.  

 بریان تریسی: با ارزش ترین سرمایه شما خودتان هستید. برای بالابردن ارزش خود تمامی آموزش های لازم را فرا بگیرید.

 بریان تریسی: به جای آنکه بازیچه شرایط وموقعیت ها شوید، آفریننده شرایط مطلوب خودباشید. به جای آنکه تاثیرپذیر ومنفعل باشید، تاثیرگذارومتفکرباشید. 

 بریان تریسی: وقایع تعیین کننده احساسات شما نیست بلکه واکنش شما نسبت به وقایع است که احساسات شما را شکل می دهد. 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:31  توسط H_Taj  | 

قضيه خبر های ضد و نقيض صدا و سيما که يادتون هست !

من همون موقع به خود کمپانی ميل زدم و ازشون پرسيدم که در مورد اين اخبار چه نظری دارن . ميخواين جوابشو بخونيد؟ خيلی جالب بود .

We are aware of the issues and the Company is looking into them     
 
Please be assured that we are committed and willing to work with the
Iranian government and we will keep you all updated. We are also working
 
closely with the Iran government and are delivering products through
our office in Iran and we are looking at making investments in Iran.
In the meantime, please focus on your goals and keep your commitment

وترجمه اش:

ما به اين موضوع و مسئله آگاهی داريم و کمپانی به دنبال اين افراد است لطفا اطمينان داشته باشيد که ما اقدام کرده و خواستار همکاری با دولت ايران هستيم . و همه شما را  حمايت مي کنيم. همچنين قصد داريم رابطه نزديکی با دولت ايران داشته باشيم و با آنها کار کنيم و محصولات را به نمايندگي خود در ايران تحويل دهيم و خواستار سرمايه گذاری در ايران هستيم ضمنا شما لطفا به روی اهدافتان تمرکز داشته باشيد و به تعهد خود پايبند باشيد .

                                                              کمپانی کوئست اينترنشنال

منبع : www.tryteam.persianblog.com کوئست بوشهر  

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 11:29  توسط H_Taj  | 

 

When you feel down because you didn’t get what

You want, just sit tight and be happy, because

God has thought of something better to give you

 

وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید

نرسیدید محکم بنشینید و خوشحال باشید زیرا خداوند

در فکرچیز بهتری برای شماست

 

منبع : کوئست ری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 18:41  توسط H_Taj  | 

روانکاوی در کوئست

خیلی از دوستان و همکاران ما در کوئست ، شاید مهم ترین دلیلی که آنها را به این سیستم کشاند انگیزه مالی این شرکت بزرگ بود اما وقتی وارد این کار می شوند و از نظر تخصصی به این حرفه نگاه می کنند دچار تحول عظیم روحی ، روانی می شوند که این تغییر را نمی توانند انکار کنند . چون بسیار عظیم است . باید بگویم صد در صد این تغییرات در جهت مثبت است برای مثال یکی از دوستان وهمکار الان من کسی بود که در جمع ها اصلا حضور پیدا نمی کرد. انسانی بود که همیشه به دنبال تنهایی بود و بسیار منزوی بود. البته باید بگویم که بیشتراخلاق منزوی گونه ای که داشت ناشی از وضعیت بد اجتماعی بود که می دید و می دانست که برای خودش هم این اتفاق ها می افتد و هیچ قدرتی ندارد که بتواند با آن مقابله کند. ولی از وقتی که با این سیستم به صورت حرفه ای آشنا شد باید بگویم که تغییرات اساسی در رفتارش به وجود آمد به صورتی که الان نمی تواند تنها باشد یعنی همیشه او را با کسی می بینم که در حال خوش وبش کردن است و این برای من طبیعی بود چون اتفاقی که برای او افتاد دو ماه است که برای من هم افتاده . و حالا حرف اصلی من این است که این دوست من ، نمونه ی خوبی از جوان امروز این مرز و بوم پر افتخار بود . من می توانم به جرات بگویم که جوانان این چنینی در ایران کم نیستند حالا شما از این دیدگاه نگاه کنید که باید دولت دلسوز ما چقدر هزینه می کرد که جوانان ایران یعنی سرمایه های اصلی ایران دچار این تغییر و تحول عظیم مثبت شوند . مسلما باید هزینه بسیار بسیار سنگینی را می پرداخت البته باید بگویم که جواب صد در صد هم نداشت . اما در این شرکت با وجود اینکه انگیزه ی مالی تقریبا همه را به این سیستم می کشد می بینیم که رایگان  در وجود هر فردی که فعالیت می کند امیدی می کارد که اگر دولت می خواست این کار را بکند با این شرایط اجتماعی اسفناک هزینه زیادی باید متحمل که چندان برای دولتمردان رضایت بخش نبود.

منبع : کوئست ری www.gqi.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 18:38  توسط H_Taj  | 

شناسایی 40 سرشاخه گلدکوئیست در گلستان و دستگیری برخی از آنها

 

چهارشنبه 12 مرداد 1384

گرگان- خبرنگار کیهان:
تاکنون 40 نفر از سرشاخه های گلدکوئیست در استان گلستان شناسایی و از این مجموع 9 نفر دستگیر شدند.
عباس پوریانی دادستان استان گلستان در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار کیهان با ذکر مطلب فوق گفت: تلاش برای شناسایی افراد سرشاخه سودجو در سراسر استان با جدیت ادامه خواهد یافت.
وی گفت: طبق نظر مراجع عظام و نیز کارشناسان اقتصادی این عمل ربا محسوب شده و به خاطر اخلال در نظام اقتصادی و خروج غیرقانونی ارز از کشور جرم محسوب می شود.
پوریانی افزود: تاکنون با مراجعه 10 نفر از مالباختگان به دادگستری و تنظیم شکایت بر علیه افراد سودجو اقامه دعوی شده است.
وی تصریح کرد: هر شرکت هرمی با هر عنوانی که در استان فعالیت کند مصداق تخلف محسوب می شود و با متخلفان برخورد قانونی خواهد شد.
دادستان گلستان گفت: با همکاری اطلاعات و نیروی انتظامی و اختیارات این جانب به عنوان مدعی العموم، این عملیات با جدیت ادامه خواهد داشت.
پوریانی گفت: تمامی سرشاخه ها و افراد سودجو که به قصد کسب مال غیرمشروع مردم را اغفال می کنند دستگیر خواهند شد.
وی با اشاره به اینکه 4 نفر از مجموع افراد دستگیر شده زن هستند، افزود: متأسفانه استان ما از جمله نقاطی است که شرکت های هرمی در آن فعالیت زیادی دارند.
دادستان استان گلستان افزود: هر شکایت که از طرف شهروند مالباخته یا اغفال شده به دست دادگستری برسد با جدیت دنبال خواهد شد.
عباس پوریانی خاطر نشان کرد: ما هشدارهای لازم را در این زمینه به هم استانیها می دهیم تا مراقب اعمال غیرقانونی سودجویان باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 18:23  توسط H_Taj  | 

نقدی بر عملکرد EBL

 

 

سلام
این متن در جهت نقد EBL بوده که توسط دوستان کوئستی برای ما فرستاده شده که عینا نقل به مضمون می گردد.
از این دوست خوبمون بابت فرستادن این مقاله متشکرم.
منبع : وبلاگ بایک تماس پول دارشوید EBL (به استثنای قسمت های داخل کروشه که توسط دوستان ک.وئستی نوشته شده است.)

این شرکت یک دیکشنری به 31 زبان دنیا ارائه کرده است و مترجم شخصی که متن را به 14 زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه میکند !
این شرکت کارت PMT ( PRRSONAL MACHINE TRANSLATOR ) را در پکیج های مختلف ارائه داده است :
پکیج ها ( Package's ) ::
15K 30 هزار تومان 15 هزار کلمه ترجمه میکند ( 1 جایگاه )
45K 81 هزار تومان 45 هزار کلمه ترجمه میکند ( 3 جایگاه )
105K 180 هزار تومان 105 هزار کلمه ترجمه میکند ( 7 جایگاه )
225K 368 هزار تومان 225 هزار کلمه ترجمه میکند ( 15 جایگاه )
465K 720 هزار تومان 465 هزار کلمه ترجمه میکند ( 31 جایگاه )
اعتبار هر PMT کارت یکساله میباشد و سر سال میتوانید آن را شارژ کنید.

مزایای PMT کارت :

1- استفاده از یک دیکشنری فوق العاده عالی و تخصصی به 31 زبان دنیا
2- مترجم حرفه ای متن های شما به 14 زبان دنیا {یک دیکشنری آن لاین که می توانید از پاساژرضا به مبلغ 10000تومان تهیه کنی}
3- موقعیت درآمد زایی فوق العاده عالی {البته درصورتی که بتوانید دونفرتان را معرفی کنید و پولتان سوخت نشو}
نکته ::
با پیدا کردن انگریش (EngRish) یک جایزه بزرگ بگیرید. انگریش یعنی اشتباه. اشتباهی که در ترجمه جملات در ترجمان PMT پیدا می نمایید.
با جای گزاری جملات جدید, ساختار های نو, پی ام تی همه روزه بدون شک و با شگرف اصلاح شده میرود.این مترجم توانفرسا با نرم افزار سیستم آموزشی امکان پذیر شده است. آموزش یک امر دوجانبه است, ما نه تنها زمینه خوشی و رضایت شمارا با استفاره از نرم افزار فراهم میکند, بلکه با دریافت اصلاحات پیشنهادی شما در انگریش, منابع سودمندی از درآمد را برایتان تضمین میکند .
با ارسال هر پیشنهاد درست یک امتیاز به دست می آورید. و دو امتیاز به یک BP بونوس امتیاز بدل میگردد. خلاصه میتوان گفت که:
فقط 20 پیشنهاد = 10BP بونوس امتیاز (1 دلار)
(1) انگریش یعنی:
• معنی غلط.
• گرامر غلط.
• ساختمان غلط جمله.
• املاء غلط.
• جدید و غیر موجود در ذخیره PMT }چندنفرانقدربه زبان های مختلف تسلط دارند که بتوانند ازدیکشنری آن لاین یک شرکت انگریش دربیارند؟{
(2) میزان تبادله امتیازات انگریش به بونوس نظر به تصمیمات شرکت از یک زمان تا زمان دیگر قابل تغییر است.
لطفا آگاهی داشته باشید که:
(1) بنا به عدم نیروی کاری کافی, در رسیدگی به تعداد پیشنهادات فرستاده شما, محدودیت هایی وجود خواهد داشت. {!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!}
2. سیستم وقتی پر شد, دیگر پیشنهادی را نمی پذیرد, و تا زمانی که رسیدگی کاملی به فرستاده های قبلی تان صورت نگرفته باشد, این نشان داده خواهد شد {!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!}
3. در حال حاضرمچموعه های ترجمه شده انگلیسی به چینی ساده شده (CS), انگلیسی به زبان مالیزی (BM) و بر عکس, و همچنان انگلیسی به زبان اندونیزی (BI) و بر عکس, و انگلیسی به زبان فارسی به کار آغاز کرده است. مچموعه های دیگر ترجمه بعدا عرضه خواهد شد.
4. با در یافت پیشنهادات و اصلاحات ارسالی شما, ماستر های زبان PMT, ظرف 72 ساعت پاسخ ارائه خواهند داشت.
شما چه باید انجام دهید:

1 - بااستفاده از feedback در PMT به ورودی "EngRish" داخل شوید.
2 - هر اصلاح و یا تغییر موفق, به عنوان یک امتیاز شناخته خواهد شد.
3 - امتیازات شما در جدول صورت حساب شما در انگریش نشان داده خواهد شد.
4 - هر دوتا امتیاز شما به یک bp بونوس امتیاز تبدیل خواهد شد. و این بنا به زمان قابل تغییر است.
شرایط و عبارات:
1. میتوانید در سری زبانهایی که برای انگریش در PMT موجود, باز گذاشته شده است ارائه بدارید.
2. از آ نجایی که تاریخ انقطاع کارت PMT سر نرسیده باشد, ضرب العجلی برای واجد شرایط بودن وجود ندارد.
3. ماستر های زبان EBL , انگریش های ارسالی شما را رو خوانی کرده, تصمیمات شان نهایی میباشد.
4. ماستر های زبان هیچ وقت معینی را برای اکمال رو خوانی وعده نمیدهند.
5. کارمندان EBL, خویشاوندان نزدیک شان, و یا خانم های شان حق ندارند که در این جایزه اشتراک نمایند
نحوه پورسانت دهی


Pack 465k 225k 105k 45k 15k
تعداد جایگاه 31 15 7 3 1
کلمه 465000 225000 105000 45000 15000
قیمت 720هزارتومان 368هزارتومان 180 هزارتومان 81
هزارتومان 30
هزارتومان
level 35 دلار 28 دلار 21 دلار 14 دلار 7 دلار
75$ 1-1 2-2 4-4 9-9 0
Uni level 9.30 c 4.50 c 2.10 c 90 c 30 c
2000$ 16 -16 34 -34 72 - 72 167 - 167 500-500
50000$ 162-162 334-334 715-715 1667-1667 5000-5000

جایزه فورا به صورتحساب شما روی خط شبکه پرداخت میشود
وقتی عضویت PMT تان به پایان رسید, دستگاه به طور اتوماتیک US$30 بدهکار میکند. اگر اعتبار کارت تان بسنده نباشد, بطرف جوایز شبکه افست خواهد نمود, و یا بشکل معمولی تمدید میگردد.
* تمام کمیسیون ها حاصل امتیازات بونوس BP میباشند.
سیستم حجم جایزه را در اول و شانزدهم هر ماه کشف و پاداش را ارائه خواهد کرد.
حالا ما بدترین حالت ممکن را به صورت بد بینانه در نظر میگیریم مثلا شما خیلی تنبل و اصلا نمیتوانید افراد زیادی را به سیستم بیاورید
مثلا شما در یک هفته فقط دونفر را معرفی میکنید و دیگر کسی را نمیتوانید به سیستم بیاورید ! {خیلی تنبل = یک هفته دونفر؟آنهم معمولا بدون آموزش و حمایت ویا با آموزش ها و سی دی های گلدکوئست ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!! }

هفته اول : شما 2 نفر
هفته دوم : هر کدام از زیر مجموعه هایتان 2 نفر ( روی هم 4 نفر اضافه شده )


هفته اول هفته 2 هفته 3 هفته 4 هفته 5 هفته 6 هفته 7 هفته 8
2 نفر 4 8 16 32 64 128 256



هفته 9 هفته 10 هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16
512 1024 2048 4096 8192 16384 32768 65536

پس ملاحظه میکنید که در 16 هفته یا در عرض چند ماه با فعالیت ضعیف چقدر زیر مجموعه خواهید داشت .

این رو در نظر داشته باشید که هر چه افراد زیرمجموعه تان فعال تر باشند خیلی به نفع شماست و اینکه افراد زیرتون از پکیج های بهتری خریداری کرده باشند ، چون کسی که زیر شما 30 هزار تومانی باشد فقط یک جایگاه زیر شما رو پر میکند اما کسی که 180 هزار تومانی میخرد 7 جایگاه را زیر شما پر میکند . {بی خیال زیر مجموعه ها, سود خودت رو بچسب}
پول
اگر یک تماس بگیری پشیمون نمی شی(مایه دار می شی) ادمی که عاقل باشه یک زنگ می زنه
{حالا چرا التماس میکنید ؟!}

همان طور که میدانید گولد کوئیست در ایران نتوانست به هزار دلیل به فعالیتش ادامه دهد ... ! ( با اینکه در حال حاضر نیز فعالیتی کم در ایران را دارد ! ){فعالیتی کم یعنی بیش از 400000نفر طبق آماری که در اخبارشبکه دوم اعلام شد}
چرا ؟
شما مبلغی حدود 500 - 600 دلار پرداخت میکردید تا سکه از خارج برایتان فرستاده شود و ممکن بود این سکه به زودی و یا اصلا هم به دستتان نرسد و یا باید صبر میکردید سکه ها به دبی میرسید و کسی به دبی میرفت تا سکه ها را برایتان بیاورد و کلی حقه بازی در این میان رخ میداد و خیلی از سرمایه های کشور خارج میشد و دیگر برنمیگشت !
تعدادی افراد سودجو برای آوردن سکه های دیگران به دبی میرفتند و دیگر برنمیگشتند و یا تعدادی دیگر برمیگشتند اما سکه های اصلی را نزد خود نگه داشته و سکه های تقلبی ضرب میکردند و به مردم میدادند ...
با اینکه گولد کوئیست یکی از بزرگترین نت ورک های جهان به حساب میاید اما داخل ایران به خاطر سود جوی های بعضی افراد این شرکت بزرگ کلاه بردار معرفی شد !!
{از تعریفتان ممنون , اما فراموش نکنید سکه های مابه هرحال به دست مان رسیده و میرسد به خاطر یه کافردرمسجد را نمی بندند , افرادی که کلاهبرداری کرده اند اگر اصول سیستم را می دانستند شایداین اشتباه را نمی کردند چون اگر اصولی کار میکردند سود چند برابروبدون وجدان درد می گرفتند البته اگروجدان داشته باشند که ندارند , چراکه به راحتی اعتبار یک شرکت جهانی , کشورشان و درنهایت خودشان را زیر سئوال برده اند . اما این نیز بگذرد و شرکت اعتبارش رابازپس خواهد گرفت .
قابل توجه افرادی که می خواهند یک نتورک خوب را انتخاب کنند :
خصوصیات یک نتورک موفق :
1- تجربه بیش از پنج سال . GQI (گلدکوئست):6سال.
2- محصولات روبه افزایش باشد و تک محصولی نباشد .
3- بعد از پرداخت پول محصولات عودت داده شود.
4- شفاف سازی داشته باشند , یعنی بعد از عضویتتان خرج های جدیدی که در ابتدا عنوان نشده بتراشند .
علائم دست های غیر اصولی :
1-کسی که شمارا دعوت می کند از آشنایان نباشد .
2- دعوت کننده خودش شخصا طرح را برایتان توضیح دهد .
3- دعوت کننده از روش های سنتی مثل بیلبرد , آگهی , اینترنت و وبلاگ برای تبلیغ استفاده کند . چون اگراینکارموثربودخودشرکت انجام میداد ونتورکی تشکیل نمی شد .
4- مراسم معرفی کار به صورت گروهی (درایران ) باشد .
5-معرفی کار در اماکن گران قیمت .
6-بگویند کاربسیارراحتی است و به زودی پول دار می شوید .
7- بگویند بیا و تا می توانی فرد جدید معرفی کن تا پورسانت بیشتری بگیرید .
8- ازپگ آموزشی خبری نباشد .}

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 9:53  توسط H_Taj  | 

معایب سیستم : EBL

 1) سطح آموزش و کلآ برسی ebl از نظر اصول نتورک :

 

اولین و بزرگترین رکن هر نتورک سطح آموزش های آن سیستم میباشد . . .

 

چرا که اصول واقعی نتورک که در qi سرلوحه ی کار قرار گرفته دقیقآ مانند

 

اصول و قوانينی است که یک مهندس عمران آموزش دیده و در طی ساخت

 

ساختمان خود آنها را پیاده میکند . . .

 

اگر معماری به صورت غیر اصولی و تنها با سرعت زیاد ساختمانی بنا کند ( اگر

 

سعی در ساخت برجی عظیم داشته باشد ( مجموعه ای با تعادل بالا و قوی . .

 

. ) ) بی شک در بین راه ساختمان وی فرو خواهد ریخت . . .

 

سرعت اولیه و بالا رفتن ابتدای کار این معمار از دید ناظر بیرون خیلی جذابیت

 

بیشتری دارد ، تا معماری که چندین ماه بر خلاف معمار اول به جای صعود ،

 

رو به پایین رفته ، و پی ریزی میکند . . . ( از دید ناظری که در علم ساختمان

 

سازی کم اطلاعات باشد . . . )

 

(من در ebl 3 بار پرزنت شدم ، از طرفی در طی هفته گذشته ، ۲ جلسه ی

 

چندساعته با یکی از اصلی ترين سرشاخه های ebl ( با بیش از صدو پنجاه

 

هزار جایگاه در زیر دست ) که همچنین از سر شاخه های سیستم my7 نیز

 

میباشند ( با بیش از هفتاد هزار زیر مجموعه ) در دفتر ايشان داشتم . . .

 

دوستان من باور داشته باشند اگر در این مطلب نکاتی را ذکر میکنم ،

 

حاصل بیش از 1 ماه تحقیق بنده بر روی ebl میباشد . . .

 

پس از نکته ی اول نتیجه : نتورکی که غیر اصولی و بدون آموزشهای

 

صحیح ، و تنها با استفاده از ظاهری زیبا رشد کند ، بالاخره متوقف

 

خواهد شد . . .

 

اکثر مردم نا آگاه ما که وارد این گونه سیستم ها ( گلدمايند،

 

مای سون دايموندز ، ای بی ال و . . . )  میشوند بعد از گذشت

 

ماه ها خواهند فهمید که دچار چه اشتباهی شده اند .

 

البته این عزیزان آموزش هم دارند ! . . . که فکر میکنم به ذکر منابع

 

آموزشی آنها اشاره کنم کفایت کند : جزوه 8 سنگ بنای اصلی ! ، 

 

سی دی ۱و۲ پاتمان ، يکی از سی دی های جو ( jose Salvador   )

 

. . . ! ! !

 

این کمپانی ها حتی نتوانستند این آموزشهای ابتدایی را برای اعضای

 

خود طراحی کنند ! ( آموزشهایی که در اکثر شاخه های qi افراد

 

به عنوان مقدمه و معمولآ در هفته اول ورودشان به سیستم آنها را

 

 آموزش میبینند . . . )

 

شاید دوستان من در سایر کمپانی ها باورشان نشود ... ای کاش

 

همه ی شما دوستان در جلسه ی ما حاضر بودید و میدیدید که بزرگترین

 

 لیدر my7  و نفر اول  ebl با تمام وجود اعتراف کرد: " که در تمام این

 

سالها راه نادرستی را میرفته ، و آینده ی سیستم هایی

 

چون ebl , gold mind , my7  و . . . چیزی جز توقف

 

سیستمشان نخواهد بود ! !  و آینده در دست کمپانی هاییست که

 

 همچون QI اصول واقعی نتورک را پیاده میکنند " . . . این نتیجه ایست

 

که خیلی از سران این سیستم ها هم اکنون بهش رسیدند ، و افراد

 

 زیر دست آنها که بی شک از نظر تجربه و اطلاعات قابل مقایسه با

 

آنها نیستند در آینده درک خواهند کرد ، و در حال حاضر بی شک بر

 

 روی سیستم های خود پا فشاری خواهندنمود . . . آینده گویای این

 

نکته خواهد بود . . .

 

2) اما از نظر plan :

 

 

در اين سيستم ، به ۶ صورت به افراد به شکل هم زمان پورسانت

 

ميدهند . . .

 

در اينجا بعضی از انواع را ميشکافم :

 

* جايزه بزرگ :

 

به گفته ی عزیزان من در کمپانی ebl تغریبآ 4 برابر qi پورسانت دهی

 

 میشود . . .

 

ببینید دوستان این نکته برای افرادی که بر اصول و دانش نتورک آگاهی

 

دارند واضح است که رسیدن به تعادل های بالا ( 5000 )

 

برای افراد عادی که تازه وارد نتورک میشوند کار بعیدیست ( منظورم در

 

 سیستم های با پی ریزی اشتباه هست ، که به افراد علمی آموزش

 

 داده نميشود ! . . . که معمولآ افراد متوقف میشوند ) و بی شک اکثریت

 

 مجموعه شان قبل از رسیدن

 

به این تعادل متوقف خواهد شد ( البته اکثریت ، و نه همه )

 

( از این جهت تعادل 5000 را عرض میکنم که اصلی ترین پورسانت ebl

 

در این تعادل و به صورت یک جایزه ی 50000$ میباشد ) که با توجه به

 

 نکته ی بالا اکثر افراد عادی و غیر حرفه ای که وارد این سیستم

 

میشوند نمیتوانند به این تعادل برسند .

 

پس این از اصلی ترین پورسانت این سیستم ، که اکثر افراد به آن

 

نخواهند رسید .

 

ادامه : این سیستم  5 plan  دارد :

 

 ( , 15 k => 30000 tooman => 1 jaygah ,, 45k => 81000 tooman => 3 jaygah ,, 105k => 178500 tooman => 7 jaygah ,, 325k => 368000

 tooman => 15 jaygah ,, 465k => 725000 tooman => 31 jaygah  )

 

3 جایگاه مانند همان 3 امتیازی در qi هست ، و . . .

 

* پورسانت step :

 

کار جالبی که پرزنتور های این سیستم انجام میدهند ( که از دوستان صمیمی

 

خودم نیز چندین نفر پرزنتور ebl هستند . . . ) :

 

این عزیزان چون معمولآ یکی از 5 plan  رو برای افراد رسم میکنند

 

( معمولآ 105k ) یک نکته ی جالب از نظر افراد پنهان میماند :

 

در این سیستم مانند ما که در 3-3 250$ میدهیم ، در 25-25 ، 75$

 

پورسانت step میدهند ( البته 25 جایگاه ) مثلآ در قسمت 105k که

 

افراد 7 جایگاه دارند در تعادل 4 ، 75 دلار میگیرند ( 4 تا 7 تا = 28 جایگاه

 

که درونش 1 عدد 25 تایی هست ) و شخص با زدن تعادل 4-4 در

 

 105k ، 75$ میگیرد . . .

 

اما : اینجا این تصور ایجاد میشود که فقط زدن تعادل 25 جایگاه کفایت

 

میکند تا شخص 75$ بگیرد . . . اما محدودیتی وجود دارد ( که حتی بعضی

 

از لیدر های ebl خودشان در اوایل کار از این موضوع بی خبر بودند ! )

 

بر طبق تصور بالا پس اگر شما مثلآ ۹ تا 45k بزنید ( ۹ تا 3 جایگاهی ،

 

که میشود 2۷ جایگاه ) و مثلآ 4 تا 105k (4 تا 7 جایگاهی ، که میشود

 

 ۲۸جایگاه ) موفق شدید که به حالت 27 – 28 برسید و چون درونش

 

 یک عدد ، 25-25 وجود دارد ، باید 75$ بگیرید . . . اما :

 

شما پورسانتی نمیگیرید !! چرا که باید تعادل 25 را با حالت های مشابه

 

 ایجاد کنید ( مثلآ اگر یک دست ۹ تا 45k ورودی کردید ، در دست دیگر

 

 هم حتمآ باید ۹ تا 45k ، قرار بگیرد تا 75$ خود را دریافت کنید !!! . . . )

 

 و به همین ترتیب برای حالت های دیگر . . . در غير اين صورت برای

 

ورودی های خود پورسانت step را نميگيريد تا زمانی که ۲ طرف مشابه

 

بزنيد ! 

 

این قانون عجیب و محدود کننده ( که در سیستمی دیگر که از نظر plan و

 

نحوه پورسانت دهی مشابه ebl است و به تازگی در ایران ایجاد شده

 

( e-parsian ) این قانون وجود ندارد ، و افراد از همه حالت ها که

 

تعادل بزنند ، پورسانت میگیرند . . . ) در عمل باعث میشود مقدار

 

پورسانتهای دريافت شده پایین تر از حد پیشبینی شده در جلسه

 

 پرزنت بیاید !!!

 

این هم از پورسانت step . . .

 

* پورسانت شارژ :

 

در ebl اگر زیر مجموعه ای 1 سال از عضویتش بگذرد باید مجددآ برای

 

 شارژ کارت خود و ادامه ی نتورک خود ، همان مبلغ ابتدایی را

 

پرداخت کند ! ! ! مثلآ اگر با ۴۶۵k وارد شده باشد هر سال باید همان

 

مبلغ اول ، یعنی ۷۲۵۰۰۰ تومان را بپردازد و سایر حالات نیز همان مبلغ

 

ورودی اول ! ! ! در غير اين صورت از سيستم حذف ميشود . . . !

 

( البته دوستان من در ebl این حالت را با voucher ما برابری میدهند ، که

 

بی شک ما در voucher پولی را برای شارژ نمیدهیم ( یعنی پولمان به

 

صورت غیر نقدی به خودمان داده میشود . . . )

 

اما اگر کسی در ebl کارت خود را شارژ کند با توجه به حالت جایگاه های

 

 افراد پورسانتی  به بالا سری های افراد میرسد . . .

 

نکته اینجاست که معمولآ به همان دلیل اول که توضیح دادم ، بعد از

 

گذشت 1 سال معمولآ افراد مجموعه هایشان متوقف شده ( خیلی ها

 

 ، و بی شک نه همه ) طبیعتآ شخصی که مجموعه اش قفل شده از

 

این کار کنار رفته و دیگر شارژی در کار نخواهد بود . . .

 

پس باید پورسانت شارژ برای حداقل نیمی از ( خوش بینانه ) زیر

 

مجموعه ها را برای بالا سری هایشان فراموش کنیم . . .

 

این هم از پورسانت شارژ . . .

 

پورسانت unilevel :

 

یکی از حالات پورسانت دهی که عزیزان ebl خیلی روش افتخار

 

میکنن unilevel میباشد یعنی پورسانت یک باله (بدون تعادل ) . . .

 

 ( جای اشاره دارد که  در plan ، کمپانی qi نیز این حالت پورسانت دهی

 

 وجود دارد که هنوز خيلی از عزيزان بی خبر هستند ( البته توضيحات

 

 کامل اين plan اخيرآ در سايت کمپانی قرار گرفته )  . . . )

 

این سبک پورسانت دهی نیز در ebl 2 ایراد دارد : 1. برایش level مشخص

 

 شده ، مثلآ گفته شده از لول 11 تا 40 (  stage 11 تا  stage 40 ) برای

 

 هر 1 ورودی ، بدون تعادل نیز : مبلغ 30 sent پورسانت پرداخت میشود . . .

 

مجددآ بر پایه ی دلیل اول ، رسیدن به stage های بالا برای خیلی از افراد

 

 اتفاق نخواهد افتاد ، پس خيلی ها از دريافت اين پورسانت محروم

 

 ميشوند . . .

 

از طرفی هیچ وقت زیر مجموعه ی شما به صورت کاملآ پر ، رشد نخواهد

 

 کرد ، پس مقدار زیادی از آن مبالغی که برای افراد محاسبه میشود ،

 

 عملآ به خاطر خالی بودن خیلی از جايگاه ها  ، به شما تعلق نميگيرد

 

 ( به خصوص به خاطر تاکتیکی که اکثر لیدر های ebl پیاده میکنند :

 

 زیر دست زیر مجموعه های فعال خود یک جایگاه برای خودشان میزنند ،

 

 تا به واسطه ی فعالیت آن شخص ، یک دست آن لیدر پر شود و از

 

پورسانت unilevel ( یک باله ) استفاده کند . . . این عمل باعث میشود که

 

جایگاهای یک باله ی زیادی

 

به وجود آیند که یک بالشان خالیست و در نهایت بر روی پورسانت unilevel

 

بالادستی ها اثر دارد و باعث میشود که آن حالت آرمانی محاسبه شده

 

رخ ندهد ! . . . )

 

اين هم از پورسانت unilevel . . .

 

3) محصول این کمپانی ( PMT ) :

 

 

اگر بخواهم خلاصه بگم : یک دیکشنری online که به گفته ی

 

پرزنتورهای ebl در جلسات پرزنت : کارایی و قابلیت های فوق العاده

 

بالایی دارد . . . اما به گفته سر شاخه ی این کمپانی : محصولی

 

ضعیف و بلا استفاده میباشد . . . ! ! ! ( این سخن را از زبان چند تن

 

دیگر از خود عزیزان فعال در این سیستم ( با تعادل های بالا ، مثلآ 4700 )

 

شنیده ام . . . ! . . . البته این دوستان در زمانی این نکات را در جلسه

 

 گروهی خودشان بیان میکردند ، که اطلاع نداشتند من از لیدر های

 

 quest net هستم ، و اگر نه بی شک چنین سخنانی ، به زبان

 

نمی آوردند . . . ! )

 

پس عملآ افراد در این سیستم پول خود را فقط برای ورود به سیستم

 

تجاری میپردازند و نه یک محصول واقعی . . .

 

4) رئیس این کمپانی ( آقای مایکل چین ) :

 

ایشان رئیس  my7diamonds نیز هستند ، که بعد از اینکه سود my7

 

برای ایشان کم شد ، ebl را ایجاد کردند ! ! ! جالب اینجاست که بدانید :

 

بر خلاف عزیزان ما در کمپانی QI ( اعضای کمپانی اجازه ی داشتن

 

TC را ندارند ) ، آقای مایکل چین ، اگه عددش رو درست به خاطر

 

بیارم : 11  stage اول ebl را ، خود خریداری کرده اند ! ! !

 

تا از نظر سود . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ! !

 

البته ایشان سیستم بعدی خود را نیز از هم اکنون ایجاد کرده اند تا بعد

 

 از ebl ازطریق آن ، مردم نا آگاه را وارد سیستم های خود کند .

 

اسم این سیستم : gold best هست ، که تا جایی که بنده شنیدم

 

برخلاف سیستم های قبلی ایشان ، این سیستم در ایران

 

پای نگرفت !!! علت را که جویا شدم ، عزیزان سرشاخه ی ebl و my7

 

به بنده فرمودند : " خود لیدر های اصلی آقای مایکل چین ، به اهداف ،

 

 و شخصیت واقعی ایشان پی برده و دیگر حاضر به همکاری با ایشان

 

و ایجاد سود واقعآ وحشت ناک برای آقای مایکل چین نیستند ! و در اثر

 

 کنتاک هایی که با ایشان داشته اند ، تصمیم گرفتند تا دیگه با ایشان

 

 فعالیت نکنند . . . ! "

 

البته اگر سیستمهای ایشان واقعآ اصولی و قدرتمند بودند ، نیازی به

 

 لیدر های ثابت برای خود نداشتند ، و با ایجاد لیدر های قوی ! و جدید کار

 

 خود را آغاز میکرد .

 

ترجيح ميدهم بيشتر در مورد نوع نگرش و شخصيت ايشان توضيح ندهم . . . !

 

متوجه تبلیغات وسیع از این کمپانی ، در نشریات شده اید ؟ !

 

پورسانتها در این سیستم تقریبآ هر 15 روز به 15 روز از حسابها ی

 

افراد در بانکاهی < ایرانی > قابل برداشت میباشد ، به این دلیل پورسانت

 

 افراد در این بین در بانکها خوابیده ! و بانکها بی شک سود زیادی از این نکته

 

خواهند برد . .

 

البته عزیزان فعال در ebl محدودیتی از نظر برداشت پول های خود دارند که هم

 

اکنون دقیق یادم نیست ( تا این حد که : فقط اگر پولهای حسابشان به مبلغ

 

خاصی برسد امکان برداشت دارند . . . ! ( که مبلغ و شرايط آن در خاطرم

 

نیست ) که این نکته نیز باعث میشود پول بعضی از افراد مدت بیشتری در

 

حسابهای ایرانی جاری باشد . . . ) و در مجموع درآمد جالب توجهی برای

 

دولت ايجاد کرده . . .

 

از طرفی تیمساری بلند پایه از مقامات مملکتی ( از ذکر نام معذورم ، البته این

 

نکته اینقدر همه جا پیچید که فکر میکنم همه نام ایشان را بدانید . . . ) در

 

اجلاسی که چند ماه پیش در سالن ورزشی حجاب برپاشده بود ، به صورتی

 

رسمی پشتی بانی خود را از این سیستم ( به دلایلی که بنده اطلاع

 

ندارم . . . ) اعلام کردند . . .

 

از طرفی مانند QI  که به دولت مالیات میدهد ، ebl نیز مالیات زیادی به

 

 دولت میپردازد . . .

 

فکر میکنم کمی علت جانب داری های ملموس نشریات از ebl

 

واضح باشد . . . !

 

البته من در برنامه ی خود قرار داده ا م تا در دفاتر مجلات ( ایام ، و ، پول ،

 

 و ، شاخص حاضر شده و از آنها در مورد بعضی از این جانب داری های واقعآ

 

آشکار و رسوا و مقایسه ی چنین سیستمی با QUEST NET توضیح بخواهم

 

( نکات منفی بالا را در نظر داشته باشید ، ، تعداد کشور های فعال برای qi به

 

حدود 130 کشور رسیده در حالی که ebl نهایتآ به تعداد انگشتان 1  دست

 

هم نمیرسد . . . ! . . . و فکر نمیکنم نیازی به مقایسه ی اعتبارات

 

 بین المللی این 2 کمپانی نیز باشد ! .

 

در پایان ذکر چند نکته واجب است :

 

به شخصه قبول دارم که شاید توضیحات بالا کمی تند و بدون پرده

 

بیان شد . . .

 

علت این نکته را تنها علاقه ی من به هموطنانم و دوستانی بدانید که با

 

استدلال هایی از موج دوم ، علم و سیستمی از موج سوم را مورد

 

بررسی قرار میدهند !

 

و در نهایت نتیجه گیری هایی نادرست را برای مردم نا آگاه میگیرند . . .

 

 از همینجا به همه شما خوانندگان عزیز اطمینان میدهم که بنده هیچ

 

تعصبی بر روی qi ندارم . . .

 

و از طرفی هیچ دشمنی با سیستم های دیگر ندارم . . .

 

توضیحات بالا از 2 قسمت تشکیل شده بود : حاصل تحقيقات و

 

تحليلات شخصی خودم و نیز صحبت هايی که از چند تن از نفرات سر شناس

 

 در ebl و  my7شنیده بودم ، که سعی کردم این قسمت دوم را کاملآ به

 

صورت نقل قول بیان کنم . . .

 

بی شک بنده با جناب آقای مایکل چین هیچ مشکل شخصی ندارم و اگر

 

 در مورد ایشان نکاتی را < نقل قول > کردم ( البته با کمی سانسور ،

 

چون در غیر این صورت مجبور به بیان چندین جمله ی نا شایست در مورد

 

 شخصیت واقعی ایشان میشدم . . . ! ) در پی نقاط ضعف این سیستم

 

بود ( از دید من شخصیت و آرمان های مسئولین سازمان اثر مستقیم بر

 

 روند رشد اون سازمان خواهد گذاشت )

 

پس از همینجا اعلام میکنم همه ی عزیزان فعال در سایر نتورک ها برای

 

من عزیز و قابل احترام هستند ( حتی نظر و تصمیم گیری آنها در مورد

 

سیستمشان قابل احترام است ) اما این دلیل نمیشود که در مورد

 

سیستم های آنها انتقادی نشود .

 

با آرزوی موفقیت برای همه ی شما . . .

 

منبع : ( www.v-mind.persianblog.com )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 17:3  توسط H_Taj  | 

گلدکوئست زير ذره بين ۱

پديده گلدکوئست با دامنه بسيار گسترده ای در کشور ما وارد و گسترده شده است و به تازگی از سوی مقامات کشور ما فعاليت آن غير قانونی اعلام شده است و روزنامه ها هم به درج مطالب و اخبار مربوط به آن می پردازند .

اما با توجه به گسترش وسيع آن در کشور ما و ناشناخته بودن هويت واقعی اين پديده برای عموم مردم ٬  روشن ساختن ابعاد مختلف اين قضيه می تواند مفيد و سازنده باشد . 

در اين راستا در مرحله نخست شناخت هويت و ماهيت اصلی گلدکوئست ضروری به نظر می رسد و پس از روشن شدن اين بعد ٬  بررسی و تحليل آثار و پيامدها و علل آنها در جامعه ما ميسر می شود .

امروزه صنعتی در جهان پا گرفته است بنام نت ورک مارکتينگ که سيستمی جايگزين برای تبليغات و بازاريابی مدرن امروزی قلمداد میشود . به معنای ساده اين سيتم را اين چنين ميتوان توضيح داد : پس از توليد هر جنسی در کارخانه ٬  آن جنس از واسطه های تجاری زيادی مانند توزيع کننده ٬ عمده فروش ٬ خرده فروش و ...  عبور میکند تا به دست مصرف کننده برسد . نت ورک مارکتينگ عبارتست از حذف اين زنجيره واسطه ها و رساندن جنس مستقيما از توليد کننده به مصرف کننده از طريق شبکه ای از مشتريان خود کمپانی . اين روش از کارائی بالائی برخوردار است و در کشورهای صنعتی مورد توجه خاصی قرار گرفته و پيشبينی ميشود به عنوان سيستم بازاريابی غالب در سالهای آينده درآيد .  بحث و تحليل مفصل اين صنعت و مقايسه آن با روشهای تبليغاتی و بازاريابی مدرن فعلی در اين مقوله نمی گنجد و هدف اين نوشتار نيز نمی باشد .

گلد کوئست يکی از کمپانی هايی ميباشد که از طريق نت ورک مارکتينگ محصولات خود را با استفاده از تجارت الکترونيک در بيش از ۱۲۰ کشور جهان بفروش می رساند . محصولات گلد کوئست شامل انواع سکه ، گردنبند ،  ساعت و مداليون طلا می باشد که اغلب اين محصولات ضرب کارخانه بی . اچ . مايرز آلمان می باشند که حدود ۱۳۰ سال در ضرب مسکوکات سابقه دارد . اما کمپانی طرحی را ابداع نموده است که افراد بموجب آن پس از خريد يکی از محصولات کمپانی ٬ مشتری کمپانی قلمداد شده و درصورت معرفی مشتريان بعدی ،  درصدی از فروش حاصله را بعنوان پورسانت دريافت می کنند . شايان ذکر است که وظيفه هر فرد صرفا معرفی کمپانی و محصولات آن به سايرين بوده و هرگونه خريد از کمپانی ويا دريافت پورسانت مستقيما با کمپانی و از طريق اينترنت صورت می گيرد .

از آنجائيکه اين کمپانی از طريق اينترنت با مشتريانش تجارت می نمايد ،  بعد از چندی در داخل ايران نيز افرادی به طرح تجاری آن پيوستند  . اما قابليت رسيدن به درآمدهای بالا و حتی تصور نکردنی از يک سو و تسهيلات فراوانی که کمپانی بمنظور سهولت انجام اين تجارت برای مشتريان خود تدارک ديده بود از سوی ديگر ، به اين تجارت جذابيت خاصی افزود بطوريکه پس از چندی بعنوان يک روش سريع و آسان برای پولدار شدن در جامعه مطرح گرديد و سرعت رشد شبکه مشتريان کمپانی در کشور ما افزايش چشمگيری يافت . اما تمام اين اتفاقات در حالی روی ميداد که به دلائل مختلف بستر مناسب برای ورود اين تجارت به کشور ما وجود نداشت . اين دلائل عبارت بودند از :

۱ - مفهوم نت ورک مارکتينگ در ايران شناخته نشده می باشد و مورد استفاده ای ندارد .

۲ - فرهنگ و امکان  تجارت الکترونيک در ايران وجود ندارد .

۳ -  بعلت برخی از شرايط سياسی و اقتصادی ايران ،  استفاده از برخی از خدمات ضروری کمپانی برای مشتريانش در داخل ايران با  مشکلات جدی روبرو می باشد .

در اين راستا شبکه افراد فعال در ايران درصدد حل اين مشکلات برآمدند و اگرچه در برداشتن موانع برای ورود ساير مردم به شبکه تا حد زيادی موفق بودند ٬  اما بتدريج خود تبديل به يک سازمان شدند تا جائيکه حتی شروع به نقض صريح و آشکار قوانين و مقررات کمپانی نموده و روش ها و سياست های متفاوت و حتی متضادی را در پيش گرفتند .

از آنجائيکه مردم ايران بنا به ۳ علت بالا  امکان ورود به اين تجارت را بطور مستقيم در اختيار نداشتند ٬  به شبکه افراد فعال نيازمند شدند و اين شبکه بصورت واسطه ای بين کمپانی و مشتريان درآمد و از آنجائيکه هميشه واسطه باعث فساد می گردد ٬تجارت گلدکوئست به نحوی متفاوت با قالب اصلی خود و مطابق با سليقه افراد شبکه در ايران شکل گرفت و سران اين شبکه خود را جايگزينان مناسبی برای کمپانی انگاشته و آغاز به وضع قوانين و مقررات و ... نمودند .

همين افراد سرآغاز و منشاء مشکلات انبوهی شدند که تجارت گلدکوئست در ايران ببار آورد و در نوشتارهای آينده به بررسی آنها خوهيم پرداخت .

 

منبع : http://arastgoo.persianblog.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 16:33  توسط H_Taj  | 

گلدکوییست، چراغ جادوی دانشجویان خوابگاهی!!

يادداشت: جمعی از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های تهران در گفتگو با "مهر" عنوان کردند : گلدکوییست، چراغ جادوی دانشجویان خوابگاهی است // نداشتن اطمینان از آینده شغلی و اقتصادی مهمترین دلیل استقبال دانشجویان از سیستم های درآمدزای منشوری است

 

سیستم های درآمدزای منشوری که سالهاست در اروپا و آمریکا منسوخ شده، در ماه های اخیر به یک ویروس در خوابگاه های دانشجویی تبدیل شده است. گلدکوییست در میان دانشجویان خوابگاهی چنان ریشه دوانده که دانشجویان استفاده از این سیستم درآمدزای منشوری را راهی کوتاه برای پولدار شدن می دانند و به همین جهت زمان بسیار زیادی برای آن صرف می کنند. گروه حوزه و دانشگاه "مهر" در سلسله گزارش هایی به بررسی علل استقبال گسترده دانشجویان از این سیستم های درآمدزایی پرداخته است که بخش دوم این گزارش ها را در ذیل می خوانید:
به گزارش خبرنگار حوزه و دانشگاه "مهر"، اشکان - ر دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران و ساکن کوی دانشگاه در ارتباط با علل استقبال دانشجویان از سیستم های درآمدزای منشوری مانند گلدکوییست گفت : برای نخستین بار حدود دو سال پیش بود که از طریق هم خوابگاهی هایم با گلدکوئست آشنا شدم ولی آن را زیاد جدی نگرفتم. چون هنوز سازماندهی مشخصی برای آن وجود نداشت و حتی از طرف اعضای آن هم جدی گرفته نمی شد. از یک سال و نیم پیش در راهروهای خوابگاه سر و صدای سکه های طلا به عنوان یک کالای تجاری به گوش می رسید. پس از مدتی همان فردی که سیستم را به من معرفی کرده بود (در این مدت تلاش زیادی برای افزایش زیرشاخه های خود کرده بود و به عنوان یک عضو مورد قدیمی شناخته شده بود)، با من یک قرار ملاقات گذاشت. در ساعت قرار با لباس رسمی به اتاق من آمد و از من هم خواست تا لباس های رسمی پوشیده به اتاقشان بروم. من هم همین کار را کردم. وقت ورود به اتاق آنها به شدت شوکه شدم چون آدم هایی که همیشه آنها را با لباس های راحتی در خوابگاه دیده بودم با لباس های رسمی - با کت و شلوار و کراوات - منتظر من بودند و در این جلسه گلدکوئست به صورت جدی به من معرفی شد.

وی تصریح کرد: من در آن زمان به علت مشکلات مالی (حدود 480 دلار سرمایه اولیه لازم بود، 420 دلار بابت سکه و 60 دلار به عنوان هزینه اولیه) عضو سیستم نشدم. اما وانمود کردم که این تجارت اینترنتی به نظرم غیر اخلاقی است در حالیکه این موضوع واقعا برایم چندان اهمیتی نداشت و حتی آن را به عنوان یک تجارت درآمدزا که به هیچ مهارت یا تخصصی نیاز ندارد قبول داشتم.

این دانشجو افزود: رابطه من با دوستان گلدکوئستی که بعد از مدتی صاحب موبایل و ماشین شده بودند و خانه اجاره کرده بودند قطع شد. تا اینکه با سیستم گلد ماین آشنا شدم که از لحاظ فرم، مشابه گلدکوئست بود اما به سرمایه اولیه کمتری (30 و 60 دلار) نیاز داشت. بنابراین عضو سیستم شدم و توانستم در مدتی کوتاه یکی از شاخه هایم را در شهرستان و دیگری را در تهران فعال کنم. این سیستم جدید به دلیل هزینه اولیه کمتر آن در میان دانشجویان با استقبال شدیدی مواجه شد و من هم کمی بعد دو خرید دیگر انجام دادم.

دانشجوی نقشه برداری دانشگاه تهران در مورد چگونگی ادامه کار گفت : نگهداری سه اکانت (سه اشتراک گلد ماین) برای من بسیار دشوار بود ضمن اینکه به علت رقابت شدید بین شاخه من و شاخه ای دیگر، یکی از اکانت های من به وسیله یک دوست قدیمی هک شد و این باعث شد من بعد از اینکه سرمایه اولیه ام را از سیستم به دست آوردم از سیستم کناره گیری کنم. چون به نظرم رسید در این سیستم همه فقط به فکر خود هستند و از هیچ کاری برای پیشرفت فرو گذار نمی کنند. با کناره گرفتن من ازسیستم، زیرشاخه های مستقیم من هم از فعالیت واماندند و سراغ پول خود را از من می گرفتند و به این ترتیب رابطه من با این دوستان زیردستی ام هم قطع شد (بعد از آنکه با بالا دستی هایم هم دیگر رابطه ای نداشتم). خوشبختانه من در این جریان توانستم کمی بیش از سرمایه خودم را به دست آورم ولی تمامی زیرشاخه های من ضرر کردند و به این ترتیب شاخه من متوقف شد.

وی در مورد وضعیت فعلی این سیستم متذکر شد : به نظر من کسانی که در حال حاضر می خواهند عضو سیستم شوند اشتباه می کنند چرا که سیستم اشباع شده و حتی کسانی که شاخه های بزرگی دارند هم شروع به فروختن اکانتهای خود کرده اند.

سودابه - ف دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این رابطه گفت : من دانشجوی سال دوم هستم و آشنایی ام با این موضوع به اواخر سال اول دانشگاه برمی گردد که زمزمه هایی در این رابطه در گوشه و کنار دانشگاه می شنیدم. در مهر ماه سال گذشته پس از اینکه سه ساعت و نیم توسط یکی از دانشجویان پرزنت (توجیه کردن دیگران برای عضویت) شدم، به عضویت گلدکوییست درآمدم.

وی تصریح کرد : با توضیحات دوستم، توجیه شدم که می تواند این کار فعالیت خوبی برای من به عنوان دانشجو که امکان کار به شکل تمام وقت ندارد، محسوب شود. با توضیحاتی که شنیدم، می توانستم به راحتی بدون انجام دادن فعالیت خاصی ماهانه به مقدار قابل توجهی پول دست پیدا کنم. در نتیجه در همان ابتدای کار یکی از سکه های نسبتا گران گلدکوئست را خریدم و شروع به فعالیت برای یافتن زیر شاخه و افزایش آنها کردم. این کار اصلا کار ساده ای نبود، چرا که در حدود سه ماه پی گیری برای عضو کردن دوستانم و گسترده کردن زیر شاخه هایم به راحتی روزانه بیش از سه یا چهار ساعت از وقتم را هدر می داد و کمتر می توانستم به درس هایم بپردازم.

وی یادآور شد : در نهایت تنها کسانی را که توانستم به زیر شاخه های خود اضافه کنم یکی خواهرم بود و دیگر دختر خاله ام که آنها دیگر نتوانستند به زیر شاخه های خود کسی را اضافه کنند و در واقع شاخه ما تعطیل شد و آن دوستم که من زیر دستش محسوب می شدم هم بسیار ناراضی بود. البته او از آنجا که بسیار فعال و جدی در این قضیه عمل می کرد توانست به دریافت پورسانت های خوبی هم برسد.

وی افزود : گلدکوییست کار بی درد و سری هم نیست و اینگونه نیست که بتوان بدون فعالیت پولدار شد. جذب زیر شاخه و پرزنت کردن افراد از هر بازاریابی دیگری سخت تر است.

دانشجوی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی خاطر نشان کرد : سکه من که در همان ابتدای کار خریده بودم در کانادا تحویل خاله ام شد که همان موقع از او خواستم تا ارزش و کیفیت سکه را ارزیابی کند و او نیز بعد از نشان دادن سکه به چند طلا فروشی از طلا بودن آن مطمئن شد. بنابراین با عضو شدن در گلدکوئست با وجودی که سودی نکردم ولی در هر حال ضرری هم نکردم.

دانشجوی دیگری از دانشگاه علامه طباطبایی در این مورد گفت : یک ماه پیش برای پرزنت کردن من، من را به اتاق یکی از دوستان دعوت کردند و سفارش کردند که با لباس رسمی به آنجا بروم (مراسم پرزنت کردن باید با لباس رسمی صورت گیرد) من که گمان می کردم در این مراسم شخصیت خاصی حضور خواهد داشت با همان دوستان قدیمی روبرو شدم. دوستم کاتالوگ بسیار شکیل و زیبایی به من داد و به پرزنت کردن من مشغول شد. شخصی که تا کنون چهار بار در ریاضی پیش افتاده و نتوانسته بود این درس را با موفقیت بگذراند برای من در مورد تصاعد عددی و حسابی توضیح می داد و می خواست من را با سودآوری گلد کوییست آشنا کند. من هم فوری اتاق را ترک کردم.

وی تصریح کرد : دانشجویان شهرستانی که تازه به تهران آمده اند با دیدن وضعیت دانشجویان تهرانی که موبایل و ماشین و خانه شخصی دارند گلدکوییست را راهی برای رسیدن به این موارد می دانند و به راحتی وارد این ماجرا می شوند. دانشجویانی را می شناستم که واقعا برای تهیه ژتون خود به مشکل برمی خورند و به گلد کوییست به عنوان چراغ جادو نگاه می کنند. متاسفانه اکثر دانشجویانی که به سمت این درآمدزایی می روند دانشجویان کم بضاعت است.

این دانشجو خاطرنشان کرد : بحث گلدکوییست در خوابگاه دانشگاه علامه طباطبایی از دو ماه پیش آغاز شده است. در این مدت دانشجویی بوده که بیش از یک میلیون تومان هزینه کرده است. هنوز مدت زیادی از این قضیه در دانشگاه علامه نمی گذرد و در این مدت هنوز درآمد چندانی کسب نکرده اند. ضمن اینکه زمان بسیار طولانی صرف پرزنت کردن (افرادی که وارد این سیستم می شوند به لغت پرزنت و تلفظ دقیق آمریکایی آن حساس هستند) می کنند.

وی افزود : گروه های مختلف ایرانی مانند کرد، لر، ترک و ... هر کدام دسته جداگانه ای در خوابگاه تشکیل داده و به پرزنت کردن افراد می پردازند و گاها بین آنها درگیری هایی هم اتفاق افتاده است.

این دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی آینده نامعلوم دانشجویان کشور و وضعیت نامناسب اشتغال از این شیوه درآمدزایی استقبال می کنند. دانشجویان شهرستانی نیز برای رسیدن به وضعیت دانشجویان تهران خود را وارد بازار معاملاتی گلد کوییست می کنند.

یاسر.ش دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف نیز در مورد نحوه آشنایی خود با این سیستم و فعالیت های خود در این ارتباط گفت : من از اوایل شهریور سال گذشته به عضویت گلد ماین درآمدم. با سیستم سون دایاموند و گلدکوئست از طریق اینترنت و یکی از دوستانم در دانشگاه آشنا شدم. من فعالیت های خود در گلد ماین را از خوابگاه و دانشگاه شروع کردم و چون از اولین کسانی بودم که در دانشگاه خود به عضویت این سیستم درآمده بودم، توانستم به سرعت زیرشاخه های خود را توسط هم دانشگاهی هایم گسترش داده و در مدت کوتاهی به سود خوبی برسم.

وی افزود: سرعت پیشرفت کار به حدی بود که بعد از مدت کمی من خرید دوم خود را هم انجام دادم و زیرشاخه های آن را در دانشگاه خودمان و دانشگاه های دیگر گسترش دادم.

دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف متذکر شد: سرعت پیشرفت کار به علت رشد سیستم با توان دو به سرعت زیادتر می شد، هر چند که حالا با وجود رسیدن زیرشاخه ها به توان های بالای دو، سیستم تقریبا اشباع شده و رشد آن کم شده است.

مرتضی - ر که از مخالفان سیستم های منشوری است علل مخالفت خود با این سیستم ها را به این ترتیب شرح داد : در این سیستم ها که مثلا بر اساس جلب مشتری توسط مشتری و حذف واسطه ها بنیان گذاشته می شوند، سرمایه کلانی وارد شده و بدون انجام هیچ گونه فعالیت مفید اقتصادی و یا تولیدی سودی به عنوان پورسانت جذب مشتری به اعضا داده می شود. کالاهای مورد مبادله در این سیستم ها اکثرا جنبه تزیینی دارند (تازه اگر به دست اعضا برسند) و ورود آنها به کشور هیچ منفعت اقتصادی را به دنبال ندارند (به خصوص به علت تفاوت عیار آنها با عیار رایج و اینکه جنبه کلکسیونی دارند)

دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تهران افزود: به ازای هر سه سهم پول وارد شده به سیستم یک سهم سود داده می شود. ضمن اینکه هر یک از اعضا یک سقف درآمدی برای هر روز دارند. اعضا اکثرا دانشجو می باشند و در حال حاضر به دلیل اشباع شدن سیستم از دانشجویان این سیستم به میان دیگر اقشار جامعه هم کشیده شده است.

وی در مورد دلایل استقبال دانشجویان از این سیستم ها گفت : با توجه به تعداد زیاد دانشجویان در کشور ما و بحران بازار کار و درآمد و سرمایه اولیه برای کار و نیز مشکلات مالی خانواده ها، دانشجو که درگیر مشکلات متعدد مالی، روحی و روانی و اجتماعی است، هنور تخصص لازم برای ورود به بازار کار را پیدا نکرده (که اگر پیدا کند هم هنوز تضمینی برای آینده خود نمی بیند) به دنبال راهی آسان و سریع برای کسب درآمد کلان می گردد و به همین دلیل به این سیستم ها که به صورت سرطانی و سریع در جامعه رشد می کنند روی می آورد.

مرتضی.ر تصریح کرد: از نظر من این سیستم های دلالی تحت ویندوز، در سطح کلان خطر بسیار بزرگی برای اقتصاد کشور دارد و غده ای سرطانی در دل ساختار اقتصادی ما می باشد که اگر جلوی رواج آنها گرفته نشود هر روز با سرعت بیشتری سرمایه هایی را که می توانند چرخ های اقتصاد را به چرخش درآورند از کشور خارج می کنند. ضمن اینکه این سیستمها افراد را از فعالیت اجتماعی - اقتصادی دلسرد کرده موجب کناره گیری افراد فعال از کارهای مفید روزانه و کسب درآمد از راهی ساده ولی مضر می شود. به نظر من درآمد ناشی از این سیستمها غیر اخلاقی، غیر شرعی و گامی در جهت نابودی اقتصادی ماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 9:56  توسط H_Taj  | 

خوابگاه های دانشجویی ؛ بنگاه های معاملاتی گلدکوییست !

يادداشت: این سیستم ها به یک ویروس در خوابگاه های دانشجویی تبدیل شده است. گلدکوییست در میان دانشجویان خوابگاهی چنان ریشه دوانده که دانشجویان استفاده از این سیستم

 

سیستم های درآمدزای منشوری که سالهاست در اروپا و آمریکا منسوخ شده، در ماه های اخیر به یک ویروس در خوابگاه های دانشجویی تبدیل شده است. گلدکوییست در میان دانشجویان خوابگاهی چنان ریشه دوانده که دانشجویان استفاده از این سیستم درآمدزای منشوری را راهی کوتاه برای پولدار شدن می دانند و به همین جهت زمان بسیار زیادی برای آن صرف می کنند. گروه حوزه و دانشگاه "مهر" در سلسله گزارش هایی به بررسی علل استقبال گسترده دانشجویان از این سیستم های درآمدزایی پرداخته است که بخش اول این گزارش ها را در ذیل می خوانید:
به گزارش خبرنگار حوزه و دانشگاه "مهر"، سیستم های درآمدزای منشوری که سالهاست در اروپا و آمریکا منسوخ شده، در ماه های اخیر به صورت چشمگیری در جامعه ما و به خصوص جامعه دانشگاهی گسترش یافته است. این سیستم های درآمدزایی که به ظاهر بر اساس جلب مشتری توسط مشتری و حذف واسطه ها برای دستیابی به درآمدهای کلان بنیان گذاشته می شود، سود کلانی را نصیب گردانندگان آن می کند. گردانندگانی که این سودها را بدون صرف هزینه و زمان و بی نیاز از سرمایه گذاری های بزرگ به دست می آورند.

سیستم هایی از این دست مانند گلد کوییست، گلد ماین، سون دایاموند و اخیرا نسخه های ایرانی آن، اکنون در کشور ما رایج شده است. در این میان تمایل دانشجویان به استفاده از این سیستم های اقتصادی قابل تامل است.

این سیتستم های درآمدزایی بدون هیچ گونه تولید کالایی، سرمایه ای هنگفت را از چرخه اقتصادی خارج می کنند و در ازای آن سودی موهوم به اعضای خود می دهد. اعضایی که مبالغ عجیب و غریبی برای دست یابی به این ثروت هزینه می کنند.

خوابگاه های دانشجویی به خصوص خوابگاه های دانشگاه های تهران این روزها به یک بنگاه معاملاتی خرید و فروش سیستم های اقتصادی منشوری تبدیل شده اند. دانشجویانی که به گفته خوشان از آینده خود اطمینانی ندارند و به دنبال راهی سریع برای هر چه ثروتمندتر شدن می گردند، راهی بهتر از این سیستم های منشوری که مانند یک غده سرطانی رشد می کند نمی یابند و به سرعت به این سیستم درآمدزایی روی می آورند.

شاید اکنون دانشجویی در خوابگاه های دانشگاه های تهران نباشد که با واژه گلدکوییست آشنایی نداشته باشد. دانشجویان به شدت به سمت درآمدزایی از طریق اینگونه سیستم های درآمدزایی حرکت می کنند. دانشجویانی که حتی برای خرید کتابهای درسی ، تامین هزینه غذا و خوابگاه به وام های دانشجویی نیاز دارند، با قرض کردن مبالغ بسیار هنگفت به امید پولدار شدن به جمع استفاده کنندگان از این سیستم های اقتصادی منشوری می پیوندند. علاوه بر این، وقت و نیروی فراوانی را صرف اینگونه درآمدزایی می کنند.

گلد کوییست در خوابگاه های دانشجویی ریشه دوانده است. این ریشه دیگر به آسانی خشکانده نمی شود. به راستی چرا دانشجویانی که به امید تحصیل و زندگی آینده به دانشگاه وارد شده اند به سادگی به چنین سیستم های درآمدزایی روی می آورند

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 9:54  توسط H_Taj  | 

تعدادی کاریکاتور درباره سیستم های فروش شبکه ای؟

 

 

عکس های مرتبط:







 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 18:9  توسط H_Taj  | 

گلدكوئيست در پرداخت خسارت همكاري كند و گر نه دفترش را پلمپ مي‌كنيم


يادداشت: خبرگزاري فارس: رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت گفت: اگر شركت گلدگوئيست طي چند روز آينده نسبت به پرداخت خسارات وارده به شاكيان اقدام نكند به شدت با اين شركت و نماينده آن در ايران برخورد خواهد شد.
   
 

 

خبرگزاري فارس: رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت گفت: اگر شركت گلدگوئيست طي چند روز آينده نسبت به پرداخت خسارات وارده به شاكيان اقدام نكند به شدت با اين شركت و نماينده آن در ايران برخورد خواهد شد.

قاضي حميدرضا طائفي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: تاكنون شركت گلدكوئيست هيچگونه حسن نيتي در جهت پرداخت خسارات از خود نشان نداده و فقط با طولاني كردن موضوع در صدد جذب افراد جديد به شبكه خود است .
وي گفت: نماينده اين شركت در ايران جهت اعلام نظر دادسرا به شركت به دوبي رفته است و چنانچه تا چند روز آينده خسارات تمامي مالباختگان يكجا توسط شركت پرداخت نشود از سوي قوه قضائيه برخورد قاطعي با تمامي عوامل اين شركت صورت مي‌گيرد و دفتر آن در تهران نيز پلمپ مي‌شود.
وي با بيان اينكه مطابق اعلام رسمي دادسرا فعاليت و جذب در اينگونه شبكه‌ها جرم تلقي مي‌شود گفت: چنانچه فردي به عضويت اين شبكه در آمده و درصدد جذب افراد ديگري نيز باشد مجرم شناخته شده و از سوي دادسرا برخورد قاطعي با وي صورت مي‌گيرد.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت خاطر نشان كرد: عضويت در اين شبكه‌هاي غير قانوني باعث بروز مشكلات متعدد براي شهروندان شده كه علاوه بر اشغال ظرفيت‌هاي قضايي كشور سرمايه آنها نيز از بين خواهد رفت.
گفتني است شركت گلدكوئيست متعهد شد مبلغ 2 ميليون دلار جهت پرداخت خسارت به مالباختگان ايراني به صورت اقساط 50 هزار دلاري پرداخت كند كه تاكنون فقط 3 قسط آن پرداخت شده و شركت به جاي پرداخت پول اقدام به ارسال سكه كرده كه اين خود باعث سود دهي بيشتر اين شركت شده است.
مقامات قضايي طي هشداري به اين شركت درخواست پرداخت دو ميليون دلار را به صورت يكجا را نمودند كه شركت اين كار را تاكنون انجام نداده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 17:15  توسط H_Taj  | 

«اگر بخواهيم » گلدکوئیست جمع شدني است.

   
 


 

 

از گروه گزارش
شركت گلدكوئيست در ايران نمايندگي ندارد. اين را ما مي گوييم و به آن اعتقاد داريم.

دادسرا تاييد مي كند و مقام هاي رسمي بر آن تاكيد مي كنند. همه يك صدا مي گويند كه دفتر تاسيس شده در طبقه دوم ساختمان ملائك واقع در كوچه شهيد وزيري پور كه پايين ميدان محسني قرار دارد، بعد از توافق هيئت فرستاده شده از ايران به دوبي براي پيگيري تخلفات اقتصادي گلدكوئيست در كشورمان با مسئولان رسمي اين شركت؛ گشوده شده تا به منظور جلب نظر شاكيان شركت گلدكوئيست فعاليت كند.
... اما همه اينها در حدحرف است. وقتي حدود ساعت 2 بعدازظهر روز چهارشنبه 29 تيرماه به همراه گروه جوان هايي كه به دفتر روزنامه آمده اند به اين دفتر مي روم، مي بينم كه عده اي از بازارياب هاي فعال در گلدكوئيست براي حل مشكلاتشان در راه اين فعاليت غيرمشروع و غيرقانوني مراجعه كرده اند. آقاي لاغر و قد بلندي كه توانسته ايم تصويرش را در موقعيتي مناسب ثبت كنيم درپي اين بود كه سكه افراد زير شاخه اش را رديابي كند و بفهمد كه سكه ها چه زمان و از چه طريقي وارد مي شود. او مدعي بود كه به سقف درآمدي رسيده است و در تمام مدتي كه من در سالن انتظار نشسته بودم تا فضا را بسنجم ، به ديگران درس موفقيت در گلدكوئيست مي داد. خوشحال بود كه زيرشاخه هاي بي پاياني دارد و از براي رشد فزاينده و با سرعت آنها هر روز رقم قابل توجهي به حساب بانكي اش ريخته مي شود.
دو جوان كه محو صحبت هاي او بودند و هر از گاه عدد و رقم هايي كه مي گفت را روي ماشين حساب، ضرب و تقسيم مي كردند. همه جور سؤالي پرسيدند. درباره TCO (كد شخصي) زيرشاخه ها، جينيالوجي (پلان خودشان و زيرشاخه ها و ارتباطشان با هم)، e-card (كارت هاي اعتباري) و... جستجو كردند اما هيچ كدام نپرسيدند كه پر شدن سقف درآمدي ايشان به قيمت روزانه چند خريد حداقل 500هزار توماني هموطنان مان از شركت تمام مي شود. هيچ يك از آنها نپرسيد كه وقتي شركت «كوئيست نت» كه درواقع سيستم بازاريابي شبكه اي، بخشي از فعاليت هاي آن است درقبال محدوديت واريز پورسانت به آنها كه سقف درآمدي مي زنند، چه قدر به جيب خودش واريز مي كند. جوانها پرشور و هيجان فقط به كسب درآمد و پول بيشتر فكر مي كنند و انگار در راه رسيدن به اين آرزو حاضرند دست به هر كاري بزنند.
در گوشه اي ديگر خانم مسني را مي بينم كه نشسته تا با آقاي «صبوري» كه به ظاهر كارشناس فني دفتر است اما درواقع به همه سؤال هاي مراجعه كنندگان درباره نحوه فعاليت در گلدكوئيست پاسخ مي دهد، حرف بزند. جوان هايي كه از صبح به كيهان آمده اند و همراه من به دفتر مراجعه كرده اند ندا مي دهند كه در گوشه و كنار سالن، افراد آگاه تر به سيستم به ديگران آموزش مي دهند. از اين گوشه به آن گوشه كه مي روم توجهم به تخته وايت بردهاي بزرگي جلب مي شود كه انتهاي سالن اجتماع نصب شده است. تابلوي بزرگ و طلايي رنگ «گلدكوئيست» درست وسط تخته ها خيلي جالب است. واقعا باور اين كه اينجا مكاني زيرنظر قوه قضائيه است تا تخلفات يك شركت خارجي به نوعي پيگيري بشود و نظر شاكيان آنها جلب بشود، كمي ساده لوحانه به نظر مي رسد.
بعد از مشاهده گوشه و كنار به اصطلاح دفتر رسيدگي به شكايت ها وقت ملاقات با مسئولان دفتر مي رسد. «صبوري» در حلقه اعضا گرفتار شده است. پي درپي به سؤال هاي آنها پاسخ مي دهد. اگر خريدهايشان را قبل از 31 شهريور سال 83 انجام داده باشند شرايط شان به نوعي توضيح داده مي شود و اگر خريدهايشان بعد از اين تاريخ يعني اعلام رسمي غيرقانوني بودن فعاليت شبكه گلدكوئيست در ايران باشد، به نحو ديگري پاسخ داده مي شود. بعد از چند لحظه مكث خودم را معرفي مي كنم. براي چند لحظه سكوتي سنگين بر فضا حاكم مي شود. همه زل مي زنند به صورتم و آقاي «صبوري» به جاي پاسخ دادن به اين سؤال كه به نظر مي رسد در اين دفتر براي عضو گيري يا دوام حيات شاخه هاي تشكيل شده در شبكه بازاريابي گلدكوئيست تبليغ و تلاش مي شود، مي گويد: «آيا به نظر مي رسد؟» يعني عين حقيقت بوي «از اين شاخه به آن شاخه پريدن» به مشام مي رسد. او سؤال هاي بعدي مرا هم با سؤال هاي ديگري پاسخ مي دهد. به ياد جزوه آموزشي گلدكوئيست مي افتم كه تاكيد مي كند در جلسه هاي عضوگيري حتما به سؤال هايي كه از شما پرسيده مي شود به صورت غيرمستقيم و با سؤال هاي ديگر پاسخ بدهيد. الحق كه هنگ كنگي ها خيلي خوب درس هاي خود را در مغز جوانان ما حك كرده اند.
وقتي سؤال هاي من به نقطه پايان نمي رسند، «صبوري» تصميم مي گيرد مرا به اتاق نماينده «گلدكوئيست» در ايران راهنمايي كند. پيش از ورود آقايي كه خودش را معرفي نمي كند و مي گويد كه مدير روابط عمومي دفتر است به پيشواز مي آيد. با ديدن كارت خبرنگاري، من و عكاس همراهم را به اتاق نماينده شركت در ايران مي برد.
او مشغول مكالمه انگليسي با فردي در آن سوي سيم است و از سفري حرف مي زند كه قرار است براي حل مشكلات شركت گلدكوئيست در ايران به دوبي داشته باشد. او خوش بين است كه مسائل از سر راه برداشته شود و حاصل سفر به نفع همه باشد. بعد از قطع مكالمه و خداحافظي ، او كه از پيش مي دانم نامش «ناصر شاهپوري» است در سال 79 با گرفتن مجوز سه ماهه براي فعاليت هاي مجاز اقتصادي در جزيره كيش، زمينه حضور گلدكوئيستي ها در لوايي به ظاهر قانوني در ايران را فراهم كرده و حالا مدعي است كه پس از توافق هيئت دادسراي ايران و نمايندگان شركت در دوبي به عنوان كارگزار گلدكوئيست در ايران شناخته شده است.
مي گويد: «من خيلي مايل هستم كه با نمايندگان روزنامه دلسوز و متعهد كيهان حرف بزنم». بعد هم كلي توضيح مي دهد كه طرح جامعي براي جمع شدن بساط گلدكوئيست دارد اما بالاخره هم سر اصل موضوع نمي رود و به هيچ يك از سؤال هاي من پاسخ نمي دهد جز اين يكي كه مي پرسم: «آيا از نظر شما فعاليت گلدكوئيست در ايران غيرقانوني هست يا نه؟» خوشبختانه به اين سؤال پاسخ صريح مي دهد كه: «بله. غيرقانوني است.» بعد هم مدعي مي شود كه در دفترش همه به اين اصل معتقد هستند و ادعا مي كند كه فعاليت دفتر فقط در راستاي جلب نظر شاكيان است.
همين موقع بازپرس پرونده گلدكوئيست در شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم كاركنان دولت زنگ مي زند. آقايي كه خودش را رييس روابط عمومي معرفي كرد اين را اعلام مي كند و بعد در صدد توجيه آن چه كه ما در سالن ها ديده ايم، مي پردازد اما راستش در تمام مدتي كه او حرف مي زد، حواس من به مكالمه «شاهپوري» با «طايفي» به وسيله تلفن بود. شاخص ترين جمله اي كه شنيدم، اين بود:
- «با روندي كه روزنامه ها در داخل پيش گرفته اند، من فكر مي كنم موضع مسئولان شركت در اين باره تغيير كند.»
كارگزار گلدكوئيست در ايران چه چيزي شنيد فقط خدا مي داند كه بعد از قطع تلفن، بر عكس ابراز ارادت هاي پيش از آن اعلام كرد كه ديگر حرفي براي گفتن ندارد.
بيچاره انگشت حيرت ما! باز هم چاره اي نداشتيم جز اين كه آن را به دندان بگزيم. به گمانم اين انگشت بي نوا تا پايان مسير گلدكوئيست و روشن شدن تكليف آن در ايران آن قدر گزيده شود كه روزي بدون انگشت سبابه، دست بالا ببرم و بخواهم از كسي بپرسم اگر به راستي فعاليت يك شركت خارجي در ايران غيرقانوني شناخته شده است، پس اين دبدبه و كبكبه و دفتر و دستك براي چيست؟ آيا اگر يك شركت متخلف ايراني هم شناخته مي شد به مسئولان آن اجازه مي دادند كه با تاسيس دفتر و چسباندن تابلوي بزرگ قدي با عنوان «دفتر نمايندگي تهران»، به هدايت فعاليت هاي قديمي شان ادامه بدهند؟
¤¤¤
وقتي از ساختمان ملائك بيرون مي آيم، جوان هاي بازنده كه از صبح چهارشنبه مثل گنجشك هاي باران خورده خسته هستند و در انتظار پناهي، به سويم مي آيند. آن چه ديده ام را صادقانه بازگو مي كنم. حرف هاي بسياري مي شنوم و مي گويم. باز هم اين صداي «محمد-ن» است كه در گوشم زنگ مي زند:«پولمان را خورده اند، يك ليوان آب هم رويش. انگار گردن اينها كلفت تر از اين حرف ها است كه ما بتوانيم آن را بشكانيم.»
دلم مي خواهد يك جواب قاطع و محكم به او بدهم. كمي فكر مي كنم و مي گويم : «اگر بخواهيم، مي توانيم. يادتان است كه وقتي خواستيم نيروي انتظامي را به شان و قدرت درخورش برسانيم، توانستيم. اين جا هم اگر بخواهيم، مي توانيم.»
همه سكوت مي كنند اما يك حسي به من مي گويد كه ته دل اين جوان ها بي اعتمادي جوانه زده است، كاش مي شد اين جوانه را هرس كرد و جايش گل يقين كاشت.
جواب : البته همانطور که در مورد مواد مخدر و ماهواره توانستند و عمل کردند و به پیروزیهای بزرگی دست یافتند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 18:21  توسط H_Taj  | 

تصاویر دفتر نمایندگی گلد کوئست


 
  آدرس:
میدان مادر، خیابان شهید وزیری پور، طبقه سوم، پلاک 27

تلفن:2224938 و 2276214

 
 
عکس های مرتبط:










منبع : nms.ir سایت تخصصی بررسی سیستم های فروش شبکه ای
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 18:12  توسط H_Taj  | 

با مبلغان گلدكوئيست در همدان برخورد قانوني مي‌شود.

يادداشت: خبرگزاري فارس: دادستان عمومي و انقلاب استان همدان با صدور اطلاعيه اي ضمن هشدار نسبت به سرمايه گذاري شهروندان در فعاليت هاي شركت هاي هرمي و زنجيره اي كه با عناوين گلدكوئيست معروف شده اند اعلام كرد متخلفان بدون اغماض با پيگرد قانوني دستگاه قضايي رو به رو خواهند شد.

 
 
به گزارش خبرنگار فارس در همدان ، محسن محدت در اين اطلاعيه آورده است: به اطلاع كليه شهروندان فهيم استان همدان مي رساند كه افرادي جوياي منفعت نامشروع و با انگيزه تحصيل ناموجه اموال و دارايي هاي شهروندان با سوءاستفاده از صداقت و ساده انگاري طيفي از قشر جوان و نوجوان و ايجاد جاذبه هاي تبليغاتي دروغين و ناصواب تحت عنوان شركت هاي سرمايه گذاري هرمي و زنجيره اي نظير گلدكوئيست و امثالهم مبادرت به اخذ غير شرعي و غيرقانوني وجه از آنها و ارسال به نشاني هاي غير قابل دسترس و بعضا موهوم مي نمايند كه عمدتا بسياري از مالباختگان را از استيفاي حق خود محروم مي نمايد.
اين اطلاعيه مي افزايد:در اين راستا دادسراي عمومي و انقلاب اسلامي همدان در جهت وظيفه ذاتي خود در پيشگيري از وقوع جرم ضمن اعلام تذكر به شهروندان محترم در عدم اعتماد و سرمايه گذاري در اين قبيل شركت هاي هرمي و تصاعدي به اشخاصي كه در اين رابطه به به هر نحو فعاليت هايي در زمينه تبليغ تطميع و جذب اموال و دارايي هاي عامه مي نمايند هشدار مي دهد كه با پيگيرد قانوني و بدون اغماض دستگاه قضايي مواجه خواهند شد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 12:9  توسط H_Taj  | 

سیستم مدیریت زندگی

آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد . نخست می باید ایستادن . راه رفتن . دویدن و بالا رفتن آموزد

پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند

شفاف سازی : مشخص کنید که چه می خواهید

هدفمندی : کشف کنید که چرا آن را می خواهید

استراتی : تدابیر لازم برای انجام آن را بیاندیشید

اولویت بندی : تصمیم بگیرید که چه کاری باید اول انجام شود

اقدام عملی : به سوی اهداف خود گام بردارید

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 18:4  توسط H_Taj  |